دلنوشته ها؛ مکانی برای فریاد زدن آزادی

مه 14, 2012

نظر امام شیعیان درباره ایرانیها + سند

Filed under: فرهنگی,اجتماعی — دلنوشته ها @ 5:22 ب.ظ.

امام صادق:
«ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما عجم ها(فارسها) هستند. روشن است که هر عربي از هر عجمی بهتر و بالاتر؛ و هر عجمی از دشمنان ما هم بدتر است؛ عجمها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانيد و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت.
(منبع: سفينه البحار و مدينه الحکم و الاثار ؛ صفحه ۱۶۴، نویسنده: شیخ عباس قمی)»

ممکنه عده ای ادعا کنند که این حدیث سند ضعیفی داره و صحیح نیست، اگر اینطوره پس چرا شیخ عباس قمی این حدیث رو در کتابش نقل کرده؟ یعنی شما بهتر از این عالم بزرگ شیعه میفهمید؟! بخشی از زندگینامه شیخ عباس قمی:

«شیخ عباس قمي پس از فراگیری بخشی از علوم دینی مقدمات و سطح در نزد علمای عصر خویش، در حوزه علمیه قم سرانجام در سال ۱۳۱۶ ه‌.ق برای تکمیل تحصیلات در سطوح عالی فقه و اصول به حوزه علمیه نجف رهسپار شد و چون در علوم نقلی بویژه حدیث استعداد درخشانی داشت از فقیه و محدث‌بزرگ آن عصر حسین بن محمدتقی طبرسی معروف به محدث نوری بیشتر کسب فیض کرد.»

یعنی این آقا تخصصش همین چیزی بوده که بعضیها میخوان زیر سوال ببرن!

درباره کتاب مورد بحث هم در زندگینامش گفته شده:

«در سال ۱۳۴۰ ه‌.ق (۱۳۰۰ ه‌.ش)  برای تدریس به حوزه علمیه کهن قم فراخوانده شد و در همین ایام یعنی سال ۱۳۴۴ ه‌.ق، مهمترین کتاب حدیثی ایشان یعنی سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار – که فهرست موضوعی تفصیلی برای احادیث کتاب عظیم و بیش از صد جلدی بحار الانوار تالیف علامه مجلسی است – پس از سالها تلاش شبانه روزی مولف در دسترس علاقمندان قرار گرفت و به این ترتیب می توان گفت او به کتاب عظیم بحار الانوار حیات مجدد بخشید و مبلغان را در دفاع از اسلام به سلاحی کاری مجهز نمود. شيخ عباس قمي در این کتاب علاوه بر فهرست احادیث و آیات قرآن، گاه به بیان مطالب مهم و تحقیقات ژرفی نیز اهتمام ورزیده و علاوه بر این شرح حال مختصری از مشاهیر و بزرگان علمای شیعه و سنی و حتی برخی از شعرا و ادیبان را نیز ضمیمه کرده است. اما البته مزیت اساسی این کتاب آن است که مولف، همه آداب ظاهری و باطنی نقل حدیث را از قبیل پاکیزیگی ظاهر و باطن و خلوص نیت و پرهیز از اغراض مادی رعایت نموده است.»

یعنی شما از استاد حوزه علمیه قم بیشتر می فهمید که سندیت حدیث رو زیر سوال میبرید؟؟؟ یعنی ایشون این همه روی این کتاب زحمت کشیده اما حدیثاش دروغه؟؟؟
تصویری از صفحه کتاب حاوی این حدیث:

68 دیدگاه »

  1. اگر علم در ستاره ثريا معلق باشد مرداني از پارس ن را به زير مي كشند ( پيامبر اسلام )

    دیدگاه توسط سعید — مه 14, 2012 @ 7:15 ب.ظ. | پاسخ

    • ثریا ستاره نیست، بلکه یه مجموعه با هفت تا ستاره شبیه خوشه انگوره. ضمنا از کجا معلوم این حدیث شما جعلی نباشه؟!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 14, 2012 @ 7:18 ب.ظ. | پاسخ

      • ببین اگر تو و امثال تو بعضی از احادیث که به نفعشون نیست رو باور نمیکنن باعث نمیشه که احادیث غلط یا دروغ باشه،به خاطر اینه که درک و فهمتون در این حد نیست.تازه نمیخواد با هزارتا سیاست و دروغ و فراماسونری بازی خودتونو جررررر بدید که دین اسلام رو از بین ببرید چون کسی که این دین رو اورده خودش هم نگهدارش هست که مطمئنم زور هیچ جماعتی بهش نمیرسه.(مکرو و مکر الله ولله خیر الماکرین).

        دیدگاه توسط حمید — فوریه 6, 2014 @ 11:25 ب.ظ.

    • پیامبر شعورش به این جرف ها نمیرسیده . مطمئن باش این سخن یک ایرانی هست که باز هم توسط تازیان دزدیده شده

      دیدگاه توسط ایرانی — مه 14, 2012 @ 7:21 ب.ظ. | پاسخ

    • این را فقط ایرانیها می‌گویند،عربها چه سنّی و چه شیعه‌ آن را قبول ندارند.

      دیدگاه توسط fariborz — مه 15, 2012 @ 5:15 ب.ظ. | پاسخ

  2. نه این کاملا جعلی و دروغه چون پیامبر (ص) عاشق ایرانیان بود و سلمان فارسی به عربها می گفت امت آینده من از نسل سلمان فارسی هستن , از پیامبر پرسیدند شما عربی ؟ آقا فرمودند من با شما هستم ولی از شما نیستم.
    زمانی که عمر حمله کرد به ایران و ایرانیان رو به بردگی و اسارت کشید تنها کسی که از ما ایرانیان حمایت کرد امام علی (ع) بودن و امام خیلی ایرانی ها رو دوست داشت و لطف می کرد به ما حالا من نمیدونم شما این حدیث رو از کجا اوردی !!!

    دیدگاه توسط nedaonline1 — مه 14, 2012 @ 7:48 ب.ظ. | پاسخ

    • شاید برای همین دوست داشتن های پیامبر و علی بود که زمانی که لشکر اسلام به ایران حمله کرد مردم را وادار کردند که با زور سرنیزه یا اسلام بیاورند یا جزیه بپردازند. خیلی از مردم که پرداخت جزیه برایشان گران تمام می شد به طور صوری و ظاهری به اسلام روی آوردند و اینگونه بود که اسلام در این کشور رشد کرد.

      دیدگاه توسط امین م — مه 14, 2012 @ 11:03 ب.ظ. | پاسخ

      • دوست عزیز اون کار عمر بن خطاب بود تموم جنگ های پیمبر دفاعی بود اما این عمر و ابوبکر عثمان حیثیت دین اسلام رو به باد دادن. عمر بن خطاب به ایران حمله کرد

        دیدگاه توسط یک نفر — ژانویه 3, 2014 @ 8:34 ب.ظ.

    • منبع حدیث و عکس صفحش رو هم گذاشتم اونوقت شما میگی نمی دونی اینو از کجا آوردم؟!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 15, 2012 @ 6:17 ق.ظ. | پاسخ

    • شما خودت جوری حرف میزنی انگار خودت اونجا بودی …..برو جوون کتاب 200 سال سکوت . تاریخ طبری .و ابن خلدون و بخون ..سپس فضل افشانی کن ..با سپاس

      دیدگاه توسط مازیار — مه 31, 2012 @ 12:57 ب.ظ. | پاسخ

  3. http://porseman.org/showarticle.aspx?id=444

    دیدگاه توسط Vahid — مه 15, 2012 @ 1:43 ق.ظ. | پاسخ

  4. این حدیث خلاف قرآن و سنت پیامبر است و امام نمیتواند چنین بگوید

    دیدگاه توسط پارسا — مه 15, 2012 @ 2:21 ق.ظ. | پاسخ

  5. در جواب آن دوستمان.
    این حدیث «اگر علم در ستاره ثريا معلق باشد مرداني از پارس ن را به زير مي كشند ( پيامبر اسلام )» جعلی است و جعل آن توسط جنبش شعوبیه انجام شده است. جنبش شعوبیه جنبشی بوده است که توسط مسلمانان غیر عرب (مانند پارسی ها و اندلسی ها) در اواخر امویه راه افتاد و هدف آن بدست آوردن برابری بین مسلمانان عرب و غیر عرب بود.

    دیدگاه توسط رادمرد — مه 15, 2012 @ 2:40 ق.ظ. | پاسخ

  6. koreh pedareh har chi arabe 1400 sal pishe

    دیدگاه توسط kaveh — مه 15, 2012 @ 2:47 ق.ظ. | پاسخ

  7. با سلام.
    بابا نویسنده این مقاله اصلا متن رو درست نخونده و سواد ترجمه هم نداشته.اصلا معنی این عبارتی رو که زیرش خط قرمز کشیده این نیست.حتی ترجمه تحت الفظی.اتفاقا اگه این مترجم بی سواد یه جمله قبل رو خونده بود می فهمید که کل مطلب در مورد جهالت اعراب جاهلیت دور و بر پیامبر و ائمه علیهم السلام هست و اتفاقا حضرت صادق علیه السلام در اینجا دارن مزیت و برتری ایرانی ها رو بر عربها بیان می کنند.دقیقا عبارت قبل از جمله ای که زیرش رو خط قرمز کشیده این مطلب رو می رسونه:
    «اگر قرآن بر فارسی زبانان یا ایرانی ها نازل می شد،اعراب به اون ایمان نمی آوردند،ولی اگر قرآن بر اعراب نازل بشه،اونوقت می بینید که فارسی زبانان(چطوری) ایمان میاورند و این ملاک برتری عجم بر عرب هست»
    لطفا از خواننده ها خواهش می کنم حتما جمله رو حداقل ترجمه تحت الفظی کنند تا ببینن مطلب چقدر ساده و روانه و این نویسنده بی سواد از روی تعصب اون رو به ناحق و ناروا به امام صادق علیهم السلام نسبت داده.اگه بخوام ترجمه عبارت مورد نظر نویسنده رو هم ترجمه کنم که البته مقدمه ترجم از جمله قبلی شروع شده دیگه آبروی نویسنده کاملا از بین می رود.
    موفق باشید خوانندگان محترم

    دیدگاه توسط mjdn77 — مه 15, 2012 @ 3:09 ق.ظ. | پاسخ

    • جمله قبل درست، ولی جمله ای که زیرش خط کشیده شده چی؟؟؟ مگه داخلش ننوشته که زنانشون رو بگیرید و ببرید بازار بفروشید؟؟؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 15, 2012 @ 6:15 ق.ظ. | پاسخ

  8. ba salam

    دیدگاه توسط majid — مه 15, 2012 @ 6:14 ق.ظ. | پاسخ

  9. آیا شرع اسلام ماهیتاً فاشیستی است؟
    http://nabard.wordpress.com/2011/08/14/islamofascism

    دیدگاه توسط شاه‌پور برنابا جوینده — مه 15, 2012 @ 6:46 ق.ظ. | پاسخ

  10. اگر عجم که معنی غیر عرب میدهد تا این حد بد بودند که نویسنده ادعا کرده چرا سه نفر از امامان شیعه همسرانشان عجم بوده ؟ مادر امام سجاد(ع) شهربانو دختر یزدگرد بوده و مادر امام عصر(عج) هم دختر قیصر روم بوده همینطور مادر امام جواد (ع) خیزران ،
    آفریقایی تبار بوده کدام آدم عاقلی با دشمنانش ازدواج میکند و از او صاحب فرزندی در جایگاه امامت میشود ؟ چرا ما یا افراط میکنیم یا تفریط ؟

    دیدگاه توسط یک بیطرف — مه 15, 2012 @ 6:52 ق.ظ. | پاسخ

    • این فرضیه که شهربانو همسر امام حسین بوده ، رد شده / مادر ناصرالدين شاه تو مقبره بی بی شهربانو میرفته زنا میکرده ، بعد میگفته اونجا مقبره همسر امام حسینه ، ملتو سر کار میذاشته

      دیدگاه توسط سعید — اوت 1, 2015 @ 2:08 ق.ظ. | پاسخ

  11. دوست عزیز شماره 7 تو این ترجمتو از کجا در آوردی انگار جنسش خوب بوده . مردی جمله اصلی را ترجمه کن کاملن مشخصه ماست مالی نیاز نداره

    دیدگاه توسط پارسی — مه 15, 2012 @ 7:00 ق.ظ. | پاسخ

  12. دوست شماره 10 اولا برو تاریخ بخون هیچوقت مادر امام چهارم ایرانی نبوده از لحاظ سنی به مادر علی اصغر می خورداین مطالب را آخوند ها برای خر کردن ملت ایران می گویند دوما مگر اماما یک زن داشتند همگی حرمسرا داشتند بازم تاریخ بخون اینترنت رو که ازت نگرفتن همین الان هم اکثر شیوخ عرب دختران ایرانی را به خاطر خوشگلی می برند این دلیل دوستی نمی شود

    دیدگاه توسط پارسی — مه 15, 2012 @ 7:10 ق.ظ. | پاسخ

  13. دوستان گرامی که صمیمانه سعی در روشنگری این آیین سراپا تناقض ٬ ریا، نیرنگ و از همه بدتر ضد ایران و ایرانی دارید٬ قطعا همگی متوجه هستیم که غالبا برخی از فریفتگان یا سرسپردگان این ریا آیین همه چیز رو حاشا میکنند. مثلا خمینی در جواب اینکه شما در فرانسه چنین وچنان گفتید٬ با لهجه محنوسش گفت «خُدعَه کردم» یا کدیور در مقابل دوربین تلویزیون با بیشرمی کامل اسلامی شعار مردم رو از «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» به «هم غزه هم لبنان» تغییر میده . و برای ایرانی ستیزی این متحجرین ریاکار نگاهی به تازیخ این سی سال اخیر کافیست وهیچ احتیاجی به کتابهای قدیم عربی هم نیست، یه نگاه به نوشته های مطهری هم کفایت میکند. دوستان این روشنگریهای بی وقفه اثرگذار است. یک نگاه به شاهین نجفی و خیل بیشمار مرتدین ما را در درستی راهمان پشتگرمی میدهد. من مرتدم از این دین ضد ایرانی

    دیدگاه توسط majid — مه 15, 2012 @ 7:35 ق.ظ. | پاسخ

  14. باید بگم عزیزانی که مشتاقانه میخواهند امامها ی عرب را بهترین جلوه بدهند از ترس و تعصب صحبت میکنند نه از وجود عقل و تفکر . بهتر است کمی اندیشه کنیم اگر عربها سلمان فارسی را بهترین خواندند برای اینکه او یک خائن بود به مردم و مملکت نه چیزی بیشتر بهتر است از کسانی صحبت کنیم که لایق صحبت هستند در این روزها به وجود خودتان در ایران باید شک کنید چون اگر مخالف اعتقاد عربها عمل کنید مرتد هستید . انها میگویند تحقیق در دین نکنید صحبت از دین نکنید انتقاد نکنید به هر شکلی و اگر کردید مرتد هستید . فکر نمیکنید چرا اینهمه محدودیت وجود دارد . چون از ریبشه مشکل هست و این دین هیچ ریشه این ندارد خواهشا فکر کنید و تحقیق و بدونید اگر تحقیق کنید به گناه اسیر نمیشید جمله ای که این اخوندها همیشه گفتند و میگویند و من همه میگویم اگر انتقاد شاهین باعث مرتد بودنش است منهم یک مرتد هستم .

    دیدگاه توسط مدیر سایت — مه 15, 2012 @ 8:15 ق.ظ. | پاسخ

  15. درباره حديث فوق اشاره به چند نكته شايان توجه است:

    1. با مراجعه به کتاب سفينه(واژه عجم) احاديث متعددي در مورد برتري عجم آورده و ديدگاه منفي معاويه و خليفه دوم رانسبت به عجم , نقل کرده وآنرا خلاف خط مشي پيامبر و علي عليهما السلام نسبت به عجم دانسته است، که اين روايت و شرح و بسط آن در جلد 67 بحار هم آمده است.
    2. قرآن کريم سند محکمي است و محتواي حديث بايد با ظهور قرآن و سنت قطعي پيامبر(ص) تعارض نداشته باشد و در غير اين صورت بايد كنار گذاشته شود. در اين باره، قرآن کريم ملاک فضيلت را تقوي و دوري از تعصب مي داند و زبان و نژاد عرب و عجم نمي تواند ملاک برتري باشد.(حجرات/13)
    3. اگرچه كنيه اباعبدالله نزد عموم مردم براي امام حسين (عليه السلام) به كار مي رود اما در روايات، كنيه اباعبدالله، براي امام صادق(عليه السلام) است بنابراين حديث ج 1، سفينه البحار، ص 164 از امام صادق(عليه السلام) است.

    4. بايد دانست لفظ «عجم» با «فارس» متفاوت است. عجم در لغت به معناي گنگ، بدون نطق و فهم است. متأسفانه كساني كه به اختلافات دامن مي زنند، «فارس» ها را عجم ناميدند و با تحقير و توهين برخورد كردند. البته گاهي به خاطر كثرت استعمال، لفظ عجم بر ايرانيان و فارس ناميده مي شد كه در بسياري از روايات از فضايل عجم در برابر عرب گفته شده است. اينك جهت روشنگري بيشتر به بررسي سند و محتواي حديث مي پردازيم:

    سند حديث:
    اين حديث نزد علما ضعيف هست و اين حديث تقطيع دارد و نزد علماي رجالي اعتبار ندارد.

    محتوائي حديث:
    مولف کتاب سفية البحار اين حديث رادر باب فضائل عجم ها بيا ن کرده است. يعني ايشان از اين حديث فضيلت براي عجم تلقي نموده .جالب است بدانيد قبل از نقل اين حديث، مرحوم شيخ عباس، آيه را در تاييد سخنش در فضيلت عجم ها نقل مي کند :
    تفسير علي بن إبراهيم: «ولو نزلناه على بعض الأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين»(شعراء/198)، قال الصادق(عليه السلام) : لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب، و قد نزل على العرب فآمنت به العجم، فهذه فضيلة العجم؛ (خداوند در کتاب خود فرمود) هرگاه ما قرآن را بر بعضى از عجم (= غير عرب) ها نازل مى کرديم … و ايشان آن را بر اعراب مى خواند، (اعراب به دليل شدت تعصب) به قرآن ايمان نمى آورند!))
    امام صادق عليه السلام فرمودند: «اگر قرآن بر عجم نازل مي شد اعراب به آن ايمان نمي آوردند و اين قرآن بر اعراب نازل گشت و عجم ها ايمان آوردند پس اين خود يک فضيلتي است براي عجم ها».

    مستدرك حاكم:
    «قال(ص): لو كان الإيمان معلقا بالثريا لناله رجال من العجم؛ اگر ايمان (در آسمان) به ثريا آويخته بود مرداني از عجم (تلاش مي كردند و) به آن دست مي يافتند.» (ر.ك: سفينة البحار، واژه عجم)
    اگر در متن حديث نيز دقت شود، بيان نشده «العرب شيعتنا و العجم عدونا» بلکه بيان شده «شيعتنا العرب، وعدونا العجم». در برگردان فارسي هم مي توان تفاوت اين دو نوع بيان را فهميد:

    الف: اعراب شيعيان ما هستند و عجم ها دشمنان ما هستند.
    ب: شعيان ما اعراب هستند و دشمنان ما عجم هستند.
    اين دو معني کاملا با هم تفاوت دارند .که در روايت معني دومي مطرح شده نه اولي.
    در بيان اولي اين مطرح مي شود که گروه اعراب، شيعه هستند و گروه عجم، دشمن اهل بيت هستند که اين با نص آيات قرآن و روايات فراوان در تضاد است و شواهد تاريخي نيز برخلاف آن است زيرا بسياري از اعراب شيعه نيستند بلكه حتي مشرك هستند.

    در حالي كه عرب و عجم معني لغوي خاصي دارند .در حقيقت معناي لغوي عرب به معني با فهم وشعور و فصاحت هست و عجم به معني خِنگ و گُنگ است. حال مشخص مي شود معني حديث اين است كه؛ شيعيان، عرب (با فهم و درک) واقعي هستيم و آن عربي که دشمن اهل بيت(ع) است در حقيقت، عجم(گنگ و بدون منطق) واقعي است. مي بينيد که امام اين سخن را چه زيبا بيان کرده اند و دشمنان ايشان چه مضحک و خنده دار اين حديث را تحريف نموده اند .

    علاوه بر اينکه در اينجا چند اشتباه توسط اشكال كننده صورت پذيرفته است؛

    1. توضيح مؤلف درباره حديث را جزء حديث دانسته؛
    2. توضيح مؤلف را نيز اشتباه ترجمه کرده است. ترجمه صحيح مؤلف سفينة البحار اين است:
    «عربي که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است (پس معيار شايستگي، شيعه بودن است) اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عرب) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است (پس معيار مذموم بودن، دشمني با اهل بيت است) اگر چه عرب باشد.»
    3. عبارت ادامه مطالب درباره رفتار خليفه دوم است: «لمّا ورد سبي الفرس أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيدَ الْعَرَبِ… ؛ هنگامي که اسيران ايراني وارد مدينه شدند خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد … .» در حالي كه مترجم اين را جزء سخنان امام حسين(ع) گرفته است !
    علاوه بر اينکه دنباله حديث را نيز نقل نکرده است. مؤلف سفينة البحار در تقبيح بيشتر کار خليفه دوم، بيان امير مومنين(ع) به عمر را مي آورد: «فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ … ؛ اميرالمومنين عليه السلام به خليفه دوم اعتراض کرد که اينکار را نکن چرا که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده است که بزرگان هر قومي را گرامي بداريد … .»
    حال به تحريف اين حديث توسط آن شخص اشكال كننده، دقت نمائيد :
    از حسين بن علي: «ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ايراني ها هستند. روشن است که هر عربي از هر ايراني بهتر و بالاتر است و هر ايراني از دشمنان ما هم بدتراست. ايرانيها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد، زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت.»
    بنابر آنچه گفته شد، ترجمه و برداشت بدخواهان از حديث، به طور كامل با حقيقت و بيان مرحوم شيخ عباس قمي متفاوت است و عبارت خليفه دوم، كه جنبه نژاد پرستانه دارد به امام(ع) نسبت داده شده است در حالي كه خلاف واقعيت است.

    دیدگاه توسط sajad — مه 15, 2012 @ 9:04 ق.ظ. | پاسخ

    • کتب احادیث پر از این مزخرفاته و هنوز هم در حال تجدید چاپ در ایران و جاهای دیگه. اگر اینا اشتباهه چرا چاپ میشه؟
      به عنوان مثال:
      امام صادق فرمودند:
      هرکه عطسه کند و دست را بر روی بینی گذارد و بگوید: الحمدلله رب العالمین کثیرا»کما هو اهلُهُ و صلی الله علی محمدٍ النبی و اله و سلم از سمت او مرغی که از ملخ کوچکتر و از مگس بزرگتر است به سمت عرش خداوند میرود و در زیر عرش برای او تا روز قیامت استغفار میکند.
      منبع: کتاب حلیة المتقین (آداب عطسه…صفحه ۳۰۵ پ۲و۳)
      امير مؤمنان (عليه السلام) و حضرت صادق (عليه السلام) فرمودند:
      هر كس شاربش را بزند و ناخن هايش را بگيرد، و سرش را روز جمعه با ختمى بشويد، ثواب آن دارد كه بنده اى آزاد كند.
      (ترجمه فارسى مكارم الاخلاق)، دفتر اول آداب زندگى اسلامى، حسن بن فضل بن حسن طبرسى، مترجم : عبد الرحيم عقيقى بخشايشى
      در فقه رضوی مذکر است که زیر جامه را نشسته بپوش و ایستاده مپوش که مورث هلاک و زرداب و غم و الم می شود.
      حليه المتّقين – علاّمه محمّد باقر مجلسی رحمه الله، فصل هشتم، در بیان آداب زیر جامه پوشیدن
      هزاران حدیث به این شکل توی کتابای معروف احادیث هست. همش دروغه؟؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 15, 2012 @ 9:08 ق.ظ. | پاسخ

      • شما جواب اين دوستمون رو ندادی رفتی سراغ عطسه ، الان تو قانع شدی از جواب اين دوستمون ؟

        دیدگاه توسط saman — ژوئیه 23, 2012 @ 12:53 ق.ظ.

  16. دوست شماره 15 که گفت قرآن سند محکمی است: نکته اول اینکه برای اثبات درستی یک چیز نمی توان به خود آن استناد کرد. تمام احکام و احادیث و …اسلام چون طبق قرآن هستند یا نیستند سنجیده می شوند که این غلط است چون بر چه اساس قرآن درست است؟ چون کلام خداست؟ چرا کلام خداست؟ چون تو قرآن گفته شده؟ چرا محمد پیغمبر خداست؟ چون محمد گفته که پیامبر خدا هستم؟! چرا ائمه همه معصوم دانشمند هستند؟ چون خودشون گفتن؟ دوما اینکه این احادیث و داستانهایی که نقل می کنند 90% داستان پردازی و تخیل نویسنده هستش و بزرگترین اونها هم داستان عاشورا ست من خودم به شخصه حداقل اندازه 500 ساعت داستان مختلف از این 2 روز شنیدم. مشکل اینجاست که جعل تاریخ و بزرگ و کوچک کردن انسانها در تاریخ خیلی کار راحتی هست که به راحتی از دست کسانی که در مسند قدرت هستند بر میاد

    دیدگاه توسط khakhs — مه 15, 2012 @ 11:19 ق.ظ. | پاسخ

  17. در اصول کافی روایتی به اشکال مختلف نفل گردیده که اگر ائمه نبودند خداوند دنیا را اصلاً خلق نمی کرد و یا آنکه هر آنچه هست را به یکباره نابود می نمود. این احادیث اصالت داشته باشند یا جعل شده باشند نتیجه ای جز تضعیف و تخفیف دین در بین قشر متفکر جامعه نخواهند داشت. شاید هم وجود فراوان چنین روایاتی ناشی از در اختیار داشتن و در واقع قیمومیت دین توسط قشری خاص با عنوان روحانیت باشد. به هر رو در چنین شرایطی سرکوب و اهانت به هر که ایرادی و اشکالی در مبانی دین حاکم داشته باشد، منصفانه نیست.

    دیدگاه توسط مهدی — مه 15, 2012 @ 2:04 ب.ظ. | پاسخ

  18. در پاسخ به آرش. مادر امام چهارم یک کنیز هندی بوده است (بر طبق منابعی مانند تاریخ ابن سعد). این داستان شهربانو و … کلا تخلیات آخوندهای ایرانی بوده است که با این وسیله ایرانی ها را خر کنند.
    ضمنا خیلی از این هایی که به اسم زن امامها معرفی کرده اند به شما. کنیزکانی بوده است که این امام ها به عنوان برده جنسی در حرمسرایشان نگه می داشتند

    دیدگاه توسط رادمرد — مه 15, 2012 @ 2:35 ب.ظ. | پاسخ

    • برای توضیحات بیشتر، خواندن این نوشتار را توصیه می‌کنم:
      .
      صدور جواز زنا و تجاوز جنسی به زنان شوهردار در قرآن
      http://nabard.wordpress.com/2011/06/23/tajaavoz

      دیدگاه توسط شاه‌پور برنابا جوینده — مه 15, 2012 @ 3:46 ب.ظ. | پاسخ

  19. سلام عزیز ایشون همون امامی هستند که جد بزرگوارشون در جواب سؤال از معنی این آیه که خداوند اعراب رو هشدار داد که از اسلام دور نشن وگرنه قومی رو بر می انگیزد که هم اونا خدا محبوبشونه هم اونا محبوب خدا هستند ؛ حضرت سلمان فارسی رو نشون دادند و فرمودند قوم این مرد. میخوام بگردی یه نمونه کوچولو واسه یه قوم دیگه حتی عرب پیدا کنی که اینجور صریح و بی پرده هم یکتا پرستی و هم مسلمونی و هم داخل دین و ایمانشون رو واضح گفته باشه

    دیدگاه توسط amir — مه 15, 2012 @ 5:08 ب.ظ. | پاسخ

    • جناب امیر ایشان همان امامی هستند که گفته اند کردها از نسل جن هستند….

      دیدگاه توسط رادمرد — مه 15, 2012 @ 5:14 ب.ظ. | پاسخ

  20. خیلی جالبه! برای اثبات مدّعات ورداشتی از صفحه‌ای استفاده کردی که اساساً بیان فضیلت فارس‌ها بر عرب ها است. من خواهش می‌کنم اقلا صفحه کتاب را بردار تا آبروت نره!
    در ضمن این تیکه رو از کجا آوردی چون در متن نیست:‌ «روشن است که هر عربي از هر عجمی بهتر و بالاتر؛ و هر عجمی از دشمنان ما هم بدتر است؛ عجمها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانيد و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت.»

    دیدگاه توسط صاد — مه 15, 2012 @ 6:11 ب.ظ. | پاسخ

    • زیرش که خط کشیده شده! اینم متن عربیشه:
      لمّا ورد سَبيُّ الفُرسْ الي المدينة أرادَ الثّاني أنْ يبيعَ النّساء وأنْ يَجْعلَ الرّجالَ عبيد العرب و عَزَم عَلي أنْ يَحْمِلَ العليل والضّعيف والشّيخ الکبير في الطّواف و حَوْلَ البيت علي ظهورهم

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 15, 2012 @ 6:24 ب.ظ. | پاسخ

  21. طبق اسناد دینی، بالاترین شخص بعد از اهل بیت در میان صحابه پیغمبر سلمان فارسی بوده است، با آن همه روایاتی که در مدح او آمده است.

    دیدگاه توسط س — مه 15, 2012 @ 6:14 ب.ظ. | پاسخ

  22. جعلی است+ پاسخ آن
    بإسمه تعالي
    ما از تبار قريش هستيم…

    اخيراً عده اي در برخي سايت هاي اينترنتي، درباره ايرانيان به مطالبي اشاره کرده و اين مطالب را مستند به روايتي از امام حسينعليه السلام نموده اند که به ظاهر با انبوه رواياتي که در فضيلت ايرانيان بدست رسيده است و سيره آن امامان همام که برخوردي مهربانانه و محترمانه با ايرانيان داشته اند منافات دارد.
    حال به دنبال اين که اين نويسندگان در صدد چه بوده اند و چه هدفي را دنبال مي نمايند نيستيم؛ بلکه صرفا در مقام نقدي علمي بر اين گزافه گويي هايي هستيم (و لو هيچ علميتي نه در نويسنده و نه در نوشتار مشاهده نمي شود و در ابتدا نيز به علت عدم ارزش علمي اين سخنان، رقبتي به نگارش رديه اي بر اين متن مشاهده نمي شد؛ اما به درخواست برخي دوستان در صدد نقدي و لو به مختصر بر اين نوشتار شديم) که بدون رعايت و در نظر گرفتن پيش زمينه هاي نقد علمي، به اين مطالب خلاف واقع اشاره کرده اند.

    بررسي حديث
    نخستين منبعي که به اين روايت اشاره کرده، کتاب معاني الاخبار شيخ صدوق است که وي به نقل از امام صادقعليه السلام مي نويسد:
    71- وبهذا الاسناد، عن الحسن بن يوسف، عن عثمان بن جبلة، عن ضريس ابن عبد الملك قال: سمعت أبا عبد اللهعليه السلام يقول: نحن قريش، وشيعتنا العرب، وعدونا العجم؛

    اشاره به چند نکته پيرامون اين شبهه :
    يکم: بررسي سند روايت
    اين روايت از نظر سندي اشکال دارد؛ زيرا در سند شخصي مجهول به نام «عثمان بن جبلة» و شخصي ضعيف به نام «سلمة بن الخطاب» که نجاشي در رجال خويش، وي را تضعيف کرده است؛ ؛ از اين رو اين روايت هيچ اعتباري ندارد و نمي شود آن را به امام نسبت داد و حکمي را برآن بار کرد.

    دوم: بر فرض گذشت از ضعف سندي اين حديث و پذيرش آن، نکات ذيل قابل توجه است:

    نکته يکم: بررسي متن روايت
    با رجوع به کتب لغت، «عجم» به معناي نفهم يا کسي که کلامش نا مفهوم است و لو آن که اين شخص عرب باشد. به تعبيري ديگر به عربي که نفهم است و يا کلامش نا مفهوم است عجم گويند و در مقابل عرب کسي است که کلامش قابل فهم و فصيح باشد . از اين رو آن عربي که نفهم باشد و کلامش نامفهوم، عجم است و آن فارس و عجمي که فهميده و کلامش مفهوم باشد عرب است.
    با اين بيان فهم روايت آسان مي گردد؛ زيرا که در واقع امام صادقعليه السلام (البته اگر اين روايت را صحيح دانسته و از امام معصوم بدانيم)با اين تعبيرشان مي خواهند بفرمايند که آن کس که شيعه ما با شد و ما را به عنوان مولاي خود پذيرفته باشد عرب است(فهميده است) اگر چه عجم و فارس باشد؛ و آن کس که شيعه ما نباشد و ولايت ما را نپذيرفته باشد عجم است (فهميده نيست) اگر چه عرب باشد.
    همين تفسير از روايت را مرحوم نمازي به تبع از مرحوم مجلسي به دست داده است و در ذيل همين روايت آورده است. علامه مجلسي پس از نقل اين روايت، در مقام توضيح آن مي فرمايد:
    شيعتنا العرب اي العرب الممدوح من کان من شيعتنا و ان کان عجما و العجم المذموم من کان عدونا، وان کان عربا؛ اگر عرب خوب است، از شيعيان ما است گر چه عجم باشد و عجم بد هر كه هست، از دشمنان ما است گر چه عرب باشد.
    با اين بيان، اگر منطوق کلام را اخذ کنيم، در اين صورت معارض است با انبوه رواياتي که در فضايل و جايگاه مردم فارس آمده است. اگر هم منطوق را قابل تأويل بدانيم (که همين گونه است) اين روايت فضيلتي براي مردم فارس حساب مي شود نه مايه فضيحت.
    نکته دوم: ميزان سواد و علميت اين شبهه کننده است که اگر نگوييم بي سواد است، لا اقل کم سواد است و از ابتدايي ترين مباني حديثي بي بهره است.
    نشانه هاي کم سوادي:
    الف) وي در اين شبهه، روايت را از امام حسينعليه السلام نقل مي کند، در حالي که شخص عارف و آشنا و لو اجمالي به روايات، مي داند که منظور از اباعبدالله، امام صادقعليه السلام است و امام حسينعليه السلام در گاهِ نقل روايت از ايشان، با نام حسين بن علي ياد مي شوند نه اباعبدالله.
    ب) روايت را ايشان از کتاب «مستدرک» نقل کرده است که از کتب متأخر است و مؤلف آن، در تاريخ 1405 قمري (حدود 27 سال قبل) از دنيا رفته است، در حالي که اين روايت در کتاب معاني الاخبار که مربوط به قرن چهارم است آمده و صاحب مستدرک الوسائل نيز به نقل از همين منبع روايت را نقل نموده است. البته ناگفته پيداست که اگر نويسنده شبهه، اين روايت را از منبع اصلي، يعني معاني الاخبار نقل مي نمود، ديگر نمي توانست براي تضعيف جايگاه امام حسينعليه السلام تمسک به کلامي کند که هر عاقلي از ذکرآن خودداري مي کند، چه رسد که اين کلام از زبان معصومي هم چون امام حسينعليه السلام صادر شود. از اين رو عمل ايشان را چه بسا به حساب بي سوادي وي نمي توان گذاشت؛ بلکه اين را مي توان به حساب عناد و دشمني وي با اهل بيت عصمت و طهارت و يا رسيدن به هدف به هر وسيله اي گذارد.
    ج) اگر به متن مستدرک الوسايل بخواهيم بپردازيم (همان طور که اشکال کننده به نقل از اين منبع پرداخته است) اين روايت را مرحوم «شيخ علي نمازي شاهرودي» در کتاب مستدرک خود آورده است، نه مرحوم «شيخ عباس قمي»! به تعبير ديگر مؤلف کتاب «مستدرك سفينة البحار» شيخ علي نمازي شاهرودي است نه شيخ عباس قمي.
    د) اين روايت را مرحوم نمازي در بابي آورده است که به فضايل مردم فارس پرداخته است که با ديدن سر فصل اين قسمت از کتاب و روايات قبل و بعد از اين روايت، مي توان به اين مطلب دست يافت. به عنوان نمونه به مطلبي که درست در بالاي اين روايت آمده است توجه کنيد:
    ايشان در راستاي جاي گاه والاي مردم فارس در نزد اهل بيتعليهم السلام، به آيه اي از قرآن اشاره مي کند که خداي تعالي در قرآن مي فرمايد: «ولو نزلناه على بعض الأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين»؛ و پس از نقل اين آيه، به کلامي از امام صادقعليه السلام در تفسير اين آيه مي پردازد که آن حضرت فرمود: لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب، وقد نزل على العرب فآمنت به العجم، فهذه فضيلة العجم؛ اگر قرآن بر عجم نازل مي شد، عرب به آن ايمان نمي آورد؛ از اين رو خداوند قرآن را بر عرب نازل نمود و عجم نيز به آن ايمان آورد که اين از نشانه هاي فضيلت و برتري عجم است بر عرب.
    و پس از نقل اين کلام امام صادقعليه السلام است که به روايت مورد بحث اشاره کرده و مي نويسد:
    معاني الأخبار: عن ضريس بن عبد الملك قال: سمعت أبا عبد اللهعليه السلام يقول: نحن قريش، وشيعتنا العرب، وعدونا العجم .
    ه) مرحوم نمازي پس از نقل اين روايت، مطلبي دارد که در غالب «بيان» مطرح شده (معمولا بزرگانِ حديث، پس از نقل حديثي که نياز به توضيح دارد، به توضيح آن روايات در غالب (بيان) مي پردازند که اين روايت نيز ازاين زمره است)و به توضيح اين روايت پرداخته است که يکي ديگر از موارد بي سوادي و يا عناد و دشمني اشکال کننده است؛ چرا که «بيان» مؤلف را اشتباه ترجمه کرده است به گونه اي که اين ترجمه موجب شده است که معني دقيقا به عکس شود!
    و) ايشان در ادامه افاضاتشان! به متني اشاره مي کند که باز به علت عدم آشنايي با متن روايات و واژه هاي به کار برده شده در اين اقيانوس بي کران الاهي، هم خود به اشتباه افتاده است و هم ديگران را به بي راهي سوق داده است. وي در ادامه کلام امام حسينعليه السلام! مي نويسد: «ايراني ها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد، زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت».
    حال آيا اين کلامي را که ايشان از امام حسين نقل مي کند از اين امام هُمام است يا خير؟
    اگر وي به متن مستدرک دقتي معمولي مي نمود (البته تا اين اندازه گمان مي رود دقت داشته است و به خاطر رسيدن به برخي مقاصد خويش خود را به نديدن زده است) مي ديد که مرحوم نمازي پس از بياني که براي روايت مورد بحث مي آورد، به خَبطي که دومي (عمر) درباره ايرانيان کرده است اشاره کرده و با نقل اين کلام عمر، به کاري تطبيقي در اين باره مي پردازد تا به اين وسيله، به ديدگاه صاحبان خلافت (اهل بيتعليهم السلام) و غاصبان خلافت (عمر وتابعانش) پيرامون ايرانيان بپردازد. از اين رو اين گونه مي نويسد:
    «سوء رأي الثاني في الأعاجم: مناقب ابن شهرآشوب: لما ورد بسبي الفرس إلى المدينة أراد الثاني أن يبيع النساء وأن يجعل الرجال عبيد العرب، وعزم على أن يحمل العليل والضعيف والشيخ الكبير في الطواف وحول البيت على ظهورهم» ؛ ديدگاه منفي «الثاني» (عمر) درباره عجم ها: هنگامى كه اسيران فارس وارد مدينه شدند، عمر در نظر گرفت تا زنان اسير را بفروشد و مردان اسير را غلام ملت عرب قرار دهد. عمر همچنين تصميم گرفت مردان اسير فارس، افراد زمين گير، ضعيف و پير عرب را در موقع طواف بدوش بگيرند و طواف دهند.
    نکته اي که گفته ما را تأييد مي کند، ادامه اين روايت تاريخي است که حضرت امير المومنينعليه السلام در رد کلام عمر به نقل از پيامبر اسلام مي فرمايد: «افراد شريف هر گروهى را گرامى بداريد و لو اينكه با شما مخالفت نمايند». حضرت اميرعليه السلام در ادامه فرمودند:
    اين مردمان فارس، مردمانى حكيم و گرامى اند؛ زيرا به ما سلام كردند و به دين مقدس اسلام رغبت پيدا نمودند.
    من آن سهمى را كه خودم و بنى هاشم از اين اسيران داريم در راه خدا آزاد كردم. مهاجران و انصار گفتند: اى برادر رسول خدا! ما نيز سهم خود را به تو بخشيديم. حضرت امير فرمود: پروردگارا! اينان سهم خود را بخشيدند و منهم قبول كردم و اسيران را آزاد نمودم.
    عمر گفت: على بن ابى طالب در اين عمل سبقت گرفت و تصميمى را كه من درباره مردم عجم داشتم در هم شكست!

    حال خود ببينيد که متن کلام امير سخن، حضرت اميرعليه السلام کجا و کلام مدعي کجا!؟ علم و علميت کجا و جهل و جاهليت کجا!؟ عقلانيت کجا و تعصب بي جا کجا!؟
    باري ،مرحوم نمازي پس از اين روايت، به رواياتي اشاره مي کند که تمامي آنها در مقام اثبات جايگاه والاي ايرانيان در نزد پيامبر و معصومين عليهم السلام است.
    در آخر بايد گفت که: آنان که با سخنان خويش در صدد خاموش کردن نور الاهي اند، وعده خداوند درباره آنان ساري و جاري است که خداي تعالي علي رغم خواست دشمنان الاهي، نور خود را کامل کرده و به روشني اش خواهد افزود.
    يريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم ويأبى الله إلا أن يتم نوره ولو كره الكافرون؛

    دیدگاه توسط اکبر — مه 15, 2012 @ 6:39 ب.ظ. | پاسخ

    • حرف من هم که همین بود! شما اول برو بخون ببین من درباره این حدیث چی نوشتم بعدش دو صفحه کپی پیست کن اینجا! من دارم میگم اگر استاد حدیث حوزه علمیه حدیث جعلی میذاره تو کتابش پس وای به حال بقیه!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — مه 15, 2012 @ 6:45 ب.ظ. | پاسخ

  23. الاعراب اشد من الکفر والنفاق .

    دیدگاه توسط ناصر — مه 15, 2012 @ 7:19 ب.ظ. | پاسخ

  24. فقط به عقل امثال محمد می رسید ، بـر عربها نازل کرد چون جانی بودند و به راحتی گردن میزدند و و وحشی بودند ، چون ایرانی ها عرضۀ غارت و تجاوز و ظلم نداشتند ، مهربان بودند و به تمام مردم تحت حاکمیت خود اجازه داده بودند آزاد و آزاده باشند و هر دینی میخواهند داشته باشند یا اصلاً دین نداشته باشند ( نوشته های سنگی کوروش بزرگ ) ، چه خــــدای مهربانی دارند این مسلمانها !!!!!!!!!!!!

    دیدگاه توسط مری — مه 19, 2012 @ 1:05 ب.ظ. | پاسخ

  25. خاک بر سر کسی‌ که فک میکنه اون علی‌ احمق که ۲ تا بچه داشت یکی خانومباز یکی‌ آدمکش ، کسی‌ که سر فرش بهارستان و غنائم ایران با عمر دعوا داشت و حسن و حسین که در شمال ایران هزاران نفر را کشتند با عرب‌های دیگه فرق داره، کسی‌ که با عمر فامیل بود و باهم ۷۰۰ نفر یهودی رو در بنی‌ قریظه گردن زد، و محمّد هم شب با رحیل زیبا‌ترین دختر اون قبیله شب خوابیید،

    دیدگاه توسط handelsan — مه 19, 2012 @ 1:07 ب.ظ. | پاسخ

  26. برخی از دوستان بخصوص مذهبیون شیعی، تلاش می کنند به هر شکل ممکن حرف خودشونو با کلمات قلمبه ثلمبه و احادیث عربی و .. به کرسی بنشونند و دم از منطق و استدلال هم می زنند. اگر ممکنه به چند سئوال زیر جواب بدهند:
    1- خداوند چیست؟ یا کیست؟ چگونه با انسانها ارتباط برقرار می کنه؟ و اگر خداوند خالق انسانها است ، چرا این ارتباط مستقیم نیست و باید به گونه ای مرموز و وهم آلود باشه که مثلا فقط پیغمبر اسلام از طریق فرشته ای جبرییل نام موفق به برقراری این ارتباط بشود؟
    2- با فرض وجود خداوند، و با فرض وجود کانال ارتباطی او و بشر، پیامبران به چه استنادی نمایندگی او را در روی زمین بدست آورده اند؟ پیامبر اسلام بر چه اساس ومبنایی خود را رسول خدا و آخرین پیامبر ( نه آخرین از لحاظ تعداد، بلکه آخرین به معنای خاتم پیامبران) معرفی کرده است؟ معصومیت از گناه و اشتباه یعنی چی و چگونه می توان انسانی را معصوم نامید؟ با وجود تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی دوران های مختلف زندگی بشر، چگونه است که خداوند تا زمان محمد، پیامبران متعدد و مختلفی برای هدایت! بشر فرستاد اما بعد از محمد زمین و انسان را به حال خود رها کرد( علیرغم رشد چندهزار درصدی جمعیت و رشد عقلی و تکاملی انسان).
    3-هدایت بشر به چه معنی است و در چه مسیری؟ چه ارتباطی میان اخلاق بشری با اخلاق خداوندی است؟ وقتی وجود خداوند در هاله ای از ابهام است، چگونه می توان اخلاق ( مثلاً اسلامی ) را به او نسبت داد؟ از کجا باید مطمئن بود که کسی که از اسلام برگردد باید از بین برود چون خداوند این را خواسته است؟
    4-آیا خداوند به عنوان وجود ازلی وخیر مطلق ( یعنی فاقد هر نوع پلیدی و پلشتی) می تواند خالق شیطان هم باشد؟ چطور می توان وجود شر را با وجود خیر مطلقی به نام خداوند در کنار هم جمع کرد؟ و ..
    4- با فرض اینکه دینداران بتوانند به سئوالات فوق جواب های منطقی بدهند، سئوالات دیگری مطرح می شود؟: چه ارتباطی میان پیامبر اسلام و اقوام و دوستان و اطرافیانش هست؟ آیا هر آنچه که توسط آنها انجام شود مورد تایید پیامبر هم هست؟ آیا آنها هم معصوم هستند؟ تقدس و معصومیت این ائمه از کجا آمده است؟ آیا امام حسن معصوم بوده است؟ و…
    اینکه در ایران امروز متاسفانه عده ای برای نام افراد ( حسن و حسین و علی و ابوالفضل و …) سینه دیگران را می شکافند و سرها می برند، ناشی از یا حماقت آنها و یا مزدوری است، وگرنه چرا برای عقاید پاک سینه چاک نمی دهند؟

    دیدگاه توسط آرش — مه 20, 2012 @ 4:56 ق.ظ. | پاسخ

  27. اصل گفته از اباعبدالله ( در اینجا : امام ششم) : شيعتنا العرب ، وعدونا العجم.

    ( هر که شیعۀ ما باشد عرب است یعنی از ماست یعنی متحد ماست! این یعنی سرخپوست باش سیاهپوست باش مغول باش عجم باش هر چه هستی باش کرامت در تشیع به نژاد نیست به ایدئولوژی است به باور است به قلب است شیعه باشی از عرب، متحد عرب، دوست و برادر محسوب میشوی!!!!

    و جد اندر جدت عرب باشد اگر شیعه نباشی از ما نیستی عرب نیستی !)

    وگرنه مگر همۀ عربها شیعه هستند که بگوییم هر که عرب است شیعۀ ما و هر که عجم است دشمن ماست!!!؟؟؟

    محدث قمي بعد از نقل اين حديث، بيان و شرح مرحوم علامه مجلسي را مي‌آورد که
    بدين شرح است:

    «و شيعتنا العرب» اي العرب الممدوح من کان من شيعتنا و ان
    کان عجماً، والعجم المذموم من کان عدوّنا وان کان عرباً.

    ترجمة
    آن چنين است: اينکه امام صادق(ع) فرموده‌اند:

    «وشيعتنا العرب» (شيعيان ما
    عرب‌اند) يعني عرب ممدوح و تعريف شده آن دسته از اعراب‌اند که شيعة ما
    باشند اگر چه عجم يعني غير عرب باشند. واینکه فرموده اند : «وعدونا العجم»
    (دشمنان ما عجم اند) یعنی عجم مذمّت شده، کسي است که دشمن ما باشد اگر چه
    عرب باشد.

    یعنی شیعه حتی اگر در اصل عرب نباشد به خاطر شیعه بودنش متحد عرب و بلکه عرب محسوب میشود
    و غیر شیعه حتی اگر عرب زاده باشد بسبب خصومتش از عرب بودن ساقط و عجم محسوب میشود!!! پس عرب وعجم بودن در اینجا دلالت بر نژاد ندارد.

    بخش مربوط به فروش بردگان با شیطنت به گفته های امام اضافه شده!

    بعد از اين عبارت، محدث قمي، نظر <<<<>>>> را نسبت به ايراني‌ها
    (فارس‌ها) تحت عنوان «سوءُ رأيِ الثاني فِي الأعاجم» نقل مي‌کند با اين
    عبارت: لمّا ورد سَبيُّ الفُرسْ الي المدينة أرادَ الثّاني أنْ يبيعَ
    النّساء وأنْ يَجْعلَ الرّجالَ عبيد العرب و عَزَم عَلي أنْ يَحْمِلَ
    العليل والضّعيف والشّيخ الکبير في الطّواف و حَوْلَ البيت علي ظهورهم،

    فقال اميرالمؤمنين(ع): اِنّ النّبي (ص) قال: اکرمُوا کريمَ قومٍ وإنْ
    خالفوکم وهؤلاء الفُرس حُکماءٌکرماء فقد ألْقوا إلينا السّلام ورَغَبوا في
    الإسلام وقد إعتقتُ منهم لوجهِ الله حَقّي و حَقّ بني هاشم … الخ.

    ترجمه: وقتي اسراء فارسي زبان (ايرانيان) را به مدينه آوردند، دوّمي (عمر
    بن الخطاب) خواست زنهاي آنان را بفروشد و مردان آنها را غلام و بردة عرب
    قرار دهد و تصميم گرفت افراد معلول و ناتوان و پيرمرد را در طواف و اطراف
    بيت الله الحرام، سوار بر پشت آنها (ايرانيانِ به بردگي گرفته شده) کند.

    اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) فرمود: به راستي پيامبر اسلام (ص) فرمود:
    کريم هر قومي را احترام کرده، گرامي داريد هر چند با شما مخالف باشند، اين
    در حالي است که ايرانيان مرداني حکيم و دانشمند و انسانهايي با شخصيت و با
    کرامت‌اند، آنها بر ما سلام کرده و درود فرستاده و ميل به اسلام پيدا
    کرده‌اند. و من سهم غنيمت خودم و حق بني‌هاشم از آنها را، براي خوشنودي خدا
    آزاد کردم!!

    ملاحظه مي‌کنيد: آنچه در نوشتة تايپ شده در مورد
    ايراني‌ها به امام حسين(ع) نسبت داده شده! رأي و نظر عمر بن الخطاب است که
    خواسته زنهاي آنها را بفروشد و مردان آنها را غلام و بردة عرب قرار دهد! و
    امام اميرالمؤمنين(ع) با او مخالفت کرده و ايراني‌ها را مردماني دانشمند و
    حکيم و افرادي باکرامت و شخصيت مي‌شمارد و آنها را شايسته احترام
    مي‌انگارد.

    این چه ربطی به امام سوم دارد؟

    ادامه مطلب: پخش ترانه «آی نقی» در سراسر جهان، شپش به جان رژیم اسلامی انداخته است | فضول محله http://www.fozoolemahaleh.com/2012/05/23/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%db%8c-%d9%86%d9%82%db%8c%d8%8c-%d8%b4%d9%be%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%b1%da%98%db%8c%d9%85#ixzz1vi6ClGIz

    دیدگاه توسط sahar — مه 23, 2012 @ 4:18 ب.ظ. | پاسخ

  28. http://porseman.org/showarticle.aspx?id=444

    دیدگاه توسط یه آدم معمولی — ژوئن 18, 2012 @ 4:01 ب.ظ. | پاسخ

  29. Salam

    دیدگاه توسط warior — ژوئیه 21, 2012 @ 10:16 ق.ظ. | پاسخ

  30. d

    دیدگاه توسط hamed — سپتامبر 26, 2012 @ 6:15 ب.ظ. | پاسخ

  31. داستان شرکت امام حسن و امام حسین علیهم السلام در جریان حمله اعراب به ایران به اعتقاد علامه طباطبایی، مرتضی مطهری و دکتر جعفر شهیدی یک داستان جعلی است که در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری به آن اشاره می کند. یکی از دلایل رویکرد ایرانیان به اهل بیت پبامبر این بود که اساسا آنها بر طبق آموزه های قرآن کریم و روش پیامبر اکرم بین ایرانیان و غیر ایرانیان تفاوت قایل نبودند. قرآن سندی قطعی بر رد تفکر نژادپرستی است و کرامت انسان در نزد خداوند را تقوا و در جای دیگر دانش می داند.

    دیدگاه توسط hamed — سپتامبر 26, 2012 @ 6:21 ب.ظ. | پاسخ

  32. آقا شما با دین حال نمیکنی؟ دینتو عوض کن! اجباری نیست که.«لا اکراه فی الدّین»
    ولی سعی نکن بقیه ی مردمو دچار شک و تردید کنی یا دیدگاهشون رو عوض کنی.
    یه حدیث رو باید یه عالِم بشینه تفسیر کنه تا بفهمه درسته یا دروغ. نه منو شما که هیچ علمی در این رابطه نداریم.
    گردن منو بزنن هم اینا رو قبول نمیکنم و دینم تا آخر اسلامه چون ایمان آوردم.

    دیدگاه توسط Mahyar — نوامبر 30, 2012 @ 9:14 ق.ظ. | پاسخ

    • دینمو عوض کنم؟ به همین راحتی؟ که بگن مرتده و بعدشم اعدام بشم خیال شما راحت بشه؟!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — دسامبر 2, 2012 @ 2:07 ب.ظ. | پاسخ

      • ادم بگم با فهم یا نفهم اولا اعتقاد داری یا نداری ولی با این کارت باعث شدی به مقدسات خیلی ها توهین بشه. بعدشم دینتو عوض کردی لازم نیست بری جار بزنی.

        دیدگاه توسط یک نفر — ژانویه 3, 2014 @ 8:51 ب.ظ.

    • مرد حسابي ،آقاي مومن کي گفته توي دين اجبار نيست،اسلام رو که ارثي بهت ميدن و اگه بعداً هم بري و بفهمي اين دين به دردت نمي خوره مگه جرات داري بگي.به قول عبيد زاکاني «اسلام ديني ست که چون در آن وارد شوي سر ک..ت را مي زنند و چون از آن خارج شوي سرت را» افرادي مثل شما هم که منطق و دليل رو به چشم مي بينند و قبول نمي کنند به قول خودتون «در جهل مرکب ابدالدهر بمانند».اين تفسير هم شده يه راه توجيه براي علماي اسلامي.هر جا به صرفه شون نيست موضوع رو عکس تفسير مي کنند.من هم اگه جاي عربها بودم ويه همچون ملتي مثل شما پيدا مي کردم که بعد از تجاوز به آب و خاک و ناموسشون خودشون علمدار دفاع از دشمنانشون باشن من هم هيچ وقت پياده نمي شدم

      دیدگاه توسط حسين — اوت 28, 2014 @ 10:06 ق.ظ. | پاسخ

  33. به فرض که واژه عرب در این حدیث به معنای باشعور باشد.(گرچه ماله کشی است) ولی من پذیرفتم. اما حالا بیایید همین را فرض کنیم. خب معنا می‌شود که کسی که شیعه باشد باشعور و کسی که شیعه نباشد از ما نیست و نفهم است پس حق داریم بکشیمٰ غارت کنیمٰ رن و فرزندش را به اسیری ببریم و با آن ها هم خواب شویم و ازشان کار مجانی بخواهیم. (تکیه کلام خواهر مادر طرف اسیر شد هم از همین جا می‌آید.) می‌بینید که باز هم معنا خراب است. این چه حکم ظالمانه ای است؟ گیرم شیعه حق مطلق و بقیه مذاهب همه باطل مطلق. همه می دانیم که آدم ها با دین و ایمان جد و آبادی شان احساس عاطفی برقرار می کنند و با عقل و منطق سخت بتوان آنها را از راه نیاکان برگرداند. حال باید سر کسی به جرم تقلید کورکورانه از نیاکان این طور بیاید؟ عجیب است؟ ماله کش‌ها(که خودتان تقلیدگر از نیاکان هستید) بروید اعلامیه شیخ فضل الله نوری را که در آن مشروطه را حرام کرد بخوانید. اون موقع که دیگه اینترنت مثلا شبیه افکنی نبود؟ بود؟ البته صحبت از حقوق بشر هم کمتر بود. ببینید نوری اسلام را چگونه رک و پوست کنده معرفی می کند. چقدر خشن. البته خودش طرفدار این خشونت است. شما هم که طرفدار شیخ نوری هستید. پس چرا حرف منطقی را نمی‌پذیرید؟ من نمیگویم امامان بد بودند و لی مثل ما معصوم هم نبودند. پس به قول قرآن‌تان: چرا نمی اندیشید؟

    دیدگاه توسط سام — دسامبر 19, 2012 @ 1:18 ب.ظ. | پاسخ

  34. این دین سراسر نیرنگ و فریب ودروغه…میشه با استفاده از کتابهای خودشون دستشونو رو کرد.(به شرط اینکه همه ما ایرانیها غیرت به خرج بدیم و کتابهاشونو با دقت بخونیم)

    دیدگاه توسط مهدی — اکتبر 26, 2013 @ 5:08 ب.ظ. | پاسخ

    • حالا اگر به امثال گوروش و داریوش توهین بشه یقه خودتو جر می دی. اقایون توهین کننده حتما برید تو نطفه هاتون شک کنید.

      دیدگاه توسط یک نفر — ژانویه 3, 2014 @ 8:54 ب.ظ. | پاسخ

  35. دین اسلام دین تجاوز بزرگان این دین همه راهزن بودن در اساس علی سردسته راهزنان است

    دیدگاه توسط ,pn — اوت 30, 2014 @ 8:59 ق.ظ. | پاسخ

  36. منظورازعجم دراین حدیث نژادایرانی نیست بلکه به معنای گنگ ونامفهوم است وعرب به معنای اگاه ودانااست نه نژادعرب بعدمنظورامام صادق است نه امام حسین چون دراین جااومده قال اباعبدالله هست نه قال الحسین مردک الدنگ اول حدیثوبفهم ب

    دیدگاه توسط مختارثقفی — اکتبر 23, 2014 @ 8:07 ب.ظ. | پاسخ

  37. سردسته راهزناشماسگ پدرای دستمال یزدی امریکاییهاهستید

    دیدگاه توسط مختارثقفی — اکتبر 23, 2014 @ 8:10 ب.ظ. | پاسخ

  38. از مدتی پیش حدیثی از امام حسین(علیه السلام) در صفحات فیس بوک نقل می‌شود که مثلاً متن حدیث را هم برای مستند و متقن بودنش، اسکن کرده‌اند تا به شما بگویند مو، لای درز کارشان نمی‌رود.
    نوشته‌اند: » ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.»
    حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس قمی، صفحه 164. »
    معنای سخن امام صادق این است که : «ما بنی‌هاشم و کسانی که پیرو ما هستند، اهل شفافیت و فهم و فصاحت هستند و دشمنان ما اهل ابهام و گنگی
    متن حدیث در فیس بوک که عده‌ای این روزها برای یکدیگر ایمیل می‌کنند:
    ***********
    نکاتی خیلی ساده درباره ظاهر حدیث
    1- کتاب عربی «سفینة البحار» احادیث انتخاب شده از بحارالانوار است که توسط مرحوم محدث قمی جمع آوری شده است. صفحه 164 کتاب مربوط به توضیح لفظ «العجم» است. بگذریم که در این قسمت کتاب روایتی از امام حسین (علیه‌السلام) وجود ندارد.
    داخل متن عربی کتاب آمده است: «قال سمعت اباعبدالله» . یعنی » گفت شنیدم از اباعبدالله «، کسانی که اندک آشنایی با روایات داشته باشد، می‌دانند که مراد از «اباعبدالله» در روایات به صورت مطلق، امام صادق(علیه السلام) است، نه امام حسین(علیه السلام). پس اول اینکه این حدیث از امام حسین (علیه السلام) نیست، اما زیر متن نقل شده در فیس بوک، با فونت نزدیک به متن نوشته‌اند: «حسین ابن علی، امام سوم شیعیان».
    2- مترجمان فیس بوکی، کل متن عربی بالا را متن اصلی حدیث امام تلقی کرده‌اند. با وجودی که متن حدیث شنیده شده از امام این است: قال سمعت اباعبدالله: » نحن قریش و شیعتنا العرب و عدونا العجم» .
    حدیث در اینجا تمام می‌شود. مابقی، شرح و بیان مؤلف کتاب است که با کلمه «بیان» یعنی شرح حدیث شروع می‌شود. که نوشته شده :
    روایات
    » بیان: عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است (پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد.»
    ادامه سخن مؤلف کتاب با کلمه «رای الثانی» آغاز می‌شود. یعنی نظر خلیفه دوم (عمر) را آورده است: «هنگامی که اسیران عجم وارد مدینه شدند، خلیفه دوم خواست که زن‌هایشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد….»
    اگر دقت کنید بالای کلمه بیان و رای الثانی یک خط سیاه وجود دارد که در متون حدیثی به معنی جداکننده است. داخل تصویر بالا با دایره قرمز رنگ مشخص شده است.
    3- نکته مهم دیگر اینجاست که این حدیث ادامه دارد اما انگار غرض ورزان صلاح ندانسته‌اند ادامه حدیث را بیاورند. بنابراین در ادامه این متن سخن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) حذف شده است. در ادامه آمده که وقتی علی(علیه السلام) این جملات را از عمر شنید، اعتراض کرد و فرمود: » پیامبر فرموده کریمان هر قومی را احترام کنید، هرچند مخالف با شما باشند. این جماعت عجم حکیمان و کریمان هستند که آغوششان را به روی ما گشوده و اسلام را قبول کرده‌اند.»
    خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) فرمودند: «اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی ما باشد آن را نپذیرید و قبول نکنید
    اما نکات محتوایی حدیث و سند و منبع آن:
    1- از نگاه مؤلف کتاب
    باز نکته جالب ماجرا اینجاست که اصلاً مؤلف کتاب » سفینه البحار» این بخش کتاب را درباره فضائل عجم بیان کرده و با بیان این حدیث و قبل و بعد آن، قصد دارد تا در این بخش کتاب، به شرح و توصیف عجم بپردازد. مرحوم شیخ عباس قمی، حتی قبل از نقل حدیث، یک آیه و حدیث را در تایید سخنش در فضیلت عجم نقل می‌کند:
    در سوره شعرا آیه 198 می‌فرماید:» ولو نزلناه علی بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین.» یعنی : «هرگاه ما قرآن را بر بعضی از عجم (= غیر عرب) ها نازل می‌کردیم … و ایشان آن را بر اعراب می‌خواندند، (اعراب به دلیل شدت تعصب) به قرآن ایمان نمی‌آورند.»
    و همچنین امام صادق(علیه السلام) در حدیثی در تفسیر این آیه می‌فرماید:» لو نزل القرآن علی العجم ما آمنت به العرب ، وقد نزل علی العرب فآمنت به العجم ، فهذه فضیلة العجم» یعنی: » اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد اعراب به آن ایمان نمی‌آوردند و این قرآن بر اعراب نازل شد و عجم ایمان آوردند و این خود برای عجم فضیلتی است. »
    2- از نظر علمای لغت شناس
    جعل حدیث
    اول اینکه اینجا هم اصل حدیث را جعل کرده‌اند وهم آن را با غرض ورزی ترجمه کرده‌اند. آن‌ها که عربی نمی‌فهمند، هر متن عربی را ترجمه ظاهری کلمه به کلمه می‌کنند.
    اگر به لغت نامه‌های عربی مراجعه کنید «العرب» در لغت به معنای » با فهم و فصاحت و واضح و شفاف سخن گفتن» است. همچنین در زبان عربی واژه «العجم» معانی فراوانی دارد که یکی از آن‌ها » با ابهام و غیر شفاف سخن گفتن یا چیز گنگ» است.
    بنابراین معنای سخن امام صادق این است که : «ما بنی‌هاشم و کسانی که پیرو ما هستند، اهل شفافیت و فهم و فصاحت هستند و دشمنان ما اهل ابهام و گنگی»

    چرا این تعریف و معنا درست است؟
    به واژه‌های متن عربی دقت کنید: در کلام عربی حدیث بیان نشده : » العرب شیعتنا و العجم عدونا» بلکه بیان شده «شیعتنا العرب، وعدونا العجم. » در برگردان فارسی هم می‌توان تفاوت این دو نوع بیان را فهمید. این دو معنی کاملاً با هم تفاوت دارند.
    در بیان اولی این مطرح می‌شود که گروه اعراب شیعه هستند و گروه عجم، دشمن اهل بیت که این با متن آیات قرآن و روایات گوناگون تضاد دارد.
    یعنی اگر در حدیث گفته شده بود»العرب شیعتنا و العجم عدونا» این معنی را می‌داد، اما حدیث این گونه بیان نشده .بلکه به گونه دوم بیان شده یعنی گفته شیعتنا العرب. یعنی شیعه ما کسی است که اهل فهم و فصاحت و شفافیت است.
    دوم اینکه معنای «العجم» درلغت عربی بعدها در سیر تاریخی به معنای قوم فارس و ایرانی‌ها ترجمه شده و یکی از معانی‌اش در زمان پیامبر و اهل بیت، به هر غیر عربی گفته می‌شده است. اما هم چنان که در ترجمه فیس بوکی ملاحظه می‌کنید کلمه عجم به معنای ایرانی ترجمه شده است.
    سوم اینکه خود مؤلف کتاب هم در شرح این حدیث این‌گونه بیان می‌کند:
    «عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است(پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد. به طور خلاصه یعنی این که : «شیعیان ما ممدوح و مورد ستایشند چه عرب باشند چه غیر عرب و دشمنان ما مذمومند چه غیر عرب باشد و چه عرب»
    اگر همین ترجمه ظاهری فیس بوکی را هم قبول کنیم، به راحتی می‌توان گفت که این معنی مخالف با آیه 13 سوره حجرات است که ملاک برتری را فقط تقوی و ایمان قرار داده و تبعیض نژادی و قومی را باطل می‌داند
    همچنین در ادامه همین حدیث روایات فراوانی در مدح عجم آمده است .حالا این ترجمه صحیح را با ترجمه ناقص و سراسر غلط و مغرضانه‌ای که از این عبارت داده شده مقایسه کنید: «ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت! »

    3- از نگاه علمای علم رجال
    مسأله ریشه‌ای تر اینکه در روایات باید سند حدیث بر اساس «علم رجال» بررسی شود. تا همه افراد نقل کننده آن شناخته شده و معتبر باشند. آیت الله خویی در جلد 4 کتاب «معجم الرجال» صفحه 9 می‌گوید که در سند این روایت فردی به نام «سلمة بن خطاب» وجود دارد که علمای رجال او را فردی ضعیف و غیر قابل اعتماد می‌دانند. علاوه بر این سند این روایت به دلیل فاصله زیاد زمانی بین دو راوی از اتصال برخوردار نیست و از این جهت غیر قابل اعتماد است. پس اصل این حدیث تقطیع دارد و نزد علما رجالی اصلاً اعتبار ندارد.4- از نگاه مفسران قرآن
    مسأله آخر بررسی محتوای حدیث و تطبیق آن با آیات قرآن است. چون خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) فرمودند: «اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی ما باشد آن را نپذیرید و قبول نکنید.»
    به فرض محال اگر همین ترجمه ظاهری فیس بوکی را هم قبول کنیم، به راحتی می‌توان گفت که این معنی مخالف با آیه 13 سوره حجرات است که ملاک برتری را فقط تقوی و ایمان قرار داده و تبعیض نژادی و قومی را باطل می‌داند.
    در سوره حجرات می‌خوانیم: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»
    «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را اقوام و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (این‌ها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است. »
    به راستی بهتر نیست که با اعتقاد به آزاد اندیشی، از اسارت بیماری‌های قوم پرستی و عقده مندی های ناسیونالیستی بیرون بیاییم و بدون غرض ورزی نسبت به مکتب اسلام و آموزه‌های راستین و انسان ساز دین روشن، راه زندگی انسانی را بیابیم؟
    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=180877

    دیدگاه توسط شیعه مولا — اکتبر 26, 2014 @ 2:28 ب.ظ. | پاسخ

  39. لطفا خودتون رو روشن فکر نشون ندید زورم میگیره…. تو اگه روشن فکر بودی با ی نیم ساعت تحقیق میفهمیدی روایت ساختگی هس…
    من اولش گفتم شاید درسته اما رفتم دنبالش شاید یک ساعت هم نشد (حرف های دو طرف رو هم شنیدم) فهمیدم کاملا ساختگی… عمو جون برو دنبالش مردم میفهمن مثل تو شاسکول نیسن…

    دیدگاه توسط رضا — ژوئن 2, 2015 @ 5:16 ق.ظ. | پاسخ

  40. ترجمه: وقتي اسراء فارسي زبان (ايرانيان) را به مدينه آوردند، دوّمي (عمر بن الخطاب) خواست زنهاي آنان را بفروشد و مردان آنها را غلام و بردة عرب قرار دهد و تصميم گرفت افراد معلول و ناتوان و پيرمرد را در طواف و اطراف بيت الله الحرام، سوار بر پشت آنها (ايرانيانِ به بردگي گرفته شده) کند. اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) فرمود: به راستي پيامبر اسلام (ص) فرمود: کريم هر قومي را احترام کرده، گرامي داريد هر چند با شما مخالف باشند، اين در حالي است که ايرانيان مرداني حکيم و دانشمند و انسانهايي با شخصيت و با کرامت‌اند، آنها بر ما سلام کرده و درود فرستاده و ميل به اسلام پيدا کرده‌اند. و من سهم غنيمت خودم و حق بني‌هاشم از آنها را، براي خوشنودي خدا آزاد کردم!!

    دیدگاه توسط گوشبر — ژوئیه 7, 2015 @ 4:26 ق.ظ. | پاسخ

  41. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﻮﺳﻂ
    ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥﺟﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
    ﻋﺠﯿﺒﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ
    ﺭﺍ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻓﺮﺍﺗﺮ
    ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻮﮐﺮ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﻭ ﯾﺎ ﮐﻨﯿﺰ ﻫﯿﺘﻠﺮ
    ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻧﺼﻒ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮﺝ ﺍﯾﻔﻞ ﺭﺍ
    ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ
    ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻼ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
    ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ
    ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﺩﻋﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ . ﺁﻥﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ
    ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺍﺭﺗﺸﯿﺎﻥ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺟﺪﺍﺩﺷﺎﻥ، ﺩﻭﺭﮔﻪ
    ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﯾﮏ ﺷﺎﻝ ﺍﺱ ﺍﺱ ﺑﻪ
    ﮐﻤﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽﺑﻨﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ
    ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ
    ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﯾﮏ ﻋﮑﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ
    ﺟﻮﺍﻥ ﺧﻮﺵﺗﯿﺐ ﻭ ﺧﻮﺵ ﻫﯿﮑﻞ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ
    ﺧﺎﻧﻪﺍﺷﺎﻥ ﻗﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ
    ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻫﺮ
    ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﮑﺲ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺸﺎﻥ
    ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺍﺻﻼ
    ﻫﯿﺘﻠﺮ ﺳﺒﯿﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ !
    ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
    ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻗﺎﻩ ﻗﺎﻩ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ
    ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺍﺣﻤﻖ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ
    ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﯾﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺧﺮ ﮐﻤﺘﺮ
    ﻫﺴﺘﻨﺪ ! ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺁﻥﻫﺎ
    ﻣﯽﺳﻮﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺗﺎﺳﻒ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ . ﻏﺎﻓﻞ
    ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ …
    ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ؟ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻣﺘﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﻣﺘﻦ
    ﺑﺎﻻ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﺩ :
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺣﻤﻠﻪ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻮﺳﻂ
    ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻋﺮﺏ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﭘﯿﺪﺍ
    ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺁﻥﻫﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﻠﯽ ﻭ
    ﺣﺴﯿﻦ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻓﺮﺍﺗﺮ
    ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻏﻼﻣﻌﻠﯽ ﻭ ﯾﺎ ﻏﻼﻣﺤﺴﯿﻦ
    ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻧﺼﻒ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ
    ﺩﯾﺪﻧﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭ
    ﻣﮑﻪ ﻭ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺎ
    ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻼ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ
    ﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﺒﻠﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺩﻋﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ .
    ﺁﻥﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺍﺟﺪﺍﺩﺷﺎﻥ
    ﺩﻭﺭﮔﻪ ﻋﺮﺏ – ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﯾﮏ ﺷﺎﻝ ﺳﺒﺰ ﺑﻪ
    ﮐﻤﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽﺑﻨﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺳﯿﺪ
    ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻋﺮﺏ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ
    ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﯿﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻫﻢ
    ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ! ﯾﮏ ﻋﮑﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ﺧﻮﺵ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺎ
    ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺩﺭﺷﺖ ﻣﮋﻩﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﻭ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﯼ
    ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻤﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﺷﺎﻥ ﻗﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ
    ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ
    ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﮑﺲ
    ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻋﻠﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ، ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ
    ﻧﻤﯽﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ .
    ﺩﺍﻭﺭﯼ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ . ..

    دیدگاه توسط پادرا — ژوئیه 28, 2015 @ 9:50 ق.ظ. | پاسخ

  42. واقعا بیسوادی!
    اینکه مطلبی رو نویسنده مینویسه دلیل بر قبولش نیست! در قرآن هم نسبت سحر به پیامبران الهی داده شده! ولی آدم عاقل نگاه میکند ببیند این مطلب از قول چه کسانی گفته شده و انسان حیله گر سعی میکند دیگران را با أین مطالب فریب بدهد!, راجع به مطلبی هم که نوشتی واضح است که نظر شیعه و امامانش و علمای شیعه همان نظر قرآن است : ان اکرمکم عندالله اتقاکم: گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست!

    دیدگاه توسط علی — سپتامبر 25, 2015 @ 1:36 ق.ظ. | پاسخ

  43. اگه حرفتون درسته پس چرا امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر قرآن به زبان عجم نازل میشد عرب به آن ایمان نمی آورد ولی به زبان عربی نازل شد و عجم به آن ایمان اورد و این نشان فضیلت و برتری عجم نسبت به عرب است؟

    دیدگاه توسط mahdiyar321 — دسامبر 23, 2015 @ 11:06 ب.ظ. | پاسخ

  44. دوستان عزیز این دینی که از صحبت میکنید از نظر من کاملا دروغه چون تمام این داستان ها در تورات و انجیل هست تمام فرامین انجیل و تورات رو در کنار هم قرار گذاشت شده و قرآن نام دادن ببینید همه بزرگان میگن هر وقت که تعصب پشت فکری میاد اون فرد دیگه فکری نمی کنه پس بدون تعصب خواصی بحث کنید .برید ببینید این چه خدایی است که همش حرفهاش عوض میشه یا سوتی های فاحشی میده نباید با این نظر بریم جلو که این قرآن اصلا مشکلی نداره.اتفاقا باید شک کنی ما آدم عاقلی هستیم
    پس تمام حرف ها رو کنار بگذارید و بعدش برید سوتی های این دین دروغ رو ببینید و به حال خودتون خندتون میگیره .برید تو گوگل سرچ کنید سوتی های قرآن با سند بهتون نشون میده بخوانید و ببینید چه به حال ما آوردن این عرب ها اسطوره های خودمون رو فراموش کردیم چسبیدیم به غراب ها من آدم نژاد پرستی نیستم اما بده که هویت خودشو فراموش کنه..کدومتون بابک خرمدین رو می‌شناسید کدومتون سورنا رو می‌شناسید .اما سایز لباس فلان یار امام رو هم میدانید …. یکم تفکر خوبه فقط یکم …من تفکر کردم و مسیحی شدم

    دیدگاه توسط سام — مارس 3, 2016 @ 7:05 ب.ظ. | پاسخ

  45. اسلام یه مکتب فکریه و با ملیت فرق میکنه.
    دوستان ( هم وطنان)! ما همه ایرانی هستیم… آزادانه فکر میکنیم و یک مکتب فکری رو انتخاب میکنیم… یکی لیبرال میشه. یکی مارکسیست میشه، یکی هم مسلمون و …
    و انتخاب هر یک از اینها هیچ ضربه ای به ملیت نمیزنه.
    من دوست دارم پیروِ کسی باشم که تو اوج قدرت ذره ای از حال محرومان جامعه اش بیخبر نبود. کسیکه کشته عدالت شد…
    میگن مسلمونیِ ما به خاطر پدرو مادرامونه. باید گفت در جواب که عزیز شما مسلمون نیستی … برای اسلام باس اول اصول عقائد بگذرونی.
    خب تاثیر والدین بر بچه ها خیلی زیاده. حالا باید اعتراض کرد واقعا؟؟
    من یک ایرانیِ مسلمونم مث یکی دیگه که شاید ایرانیه لیبرالیست باشه.
    اگه تحقیق کردی و دیدی زرتشت سبک فکریه درستیه خب برو ازش پیروی کن. ولی از زرتشت پیروی کن. نرو تعلیماتِ زرتشت رو با تعلیماتِ لیبرالی قاطی کن.
    برو بچز حرف زیاده. ما تو روایاتی که داریم بدتر از ایناشم در مورد مسائل دیگه هست. مثلا یکی برداشته تو کتابش گفته امامِ فلان به فلانی گفت چیزت تو چیزش …
    حالا آیا اینا رو باید قبول کرد؟؟
    این تاریخ نویسای غربی درباره کوروش کبیر و داریوش و … کلی کس و شعر نوشتن که بعضیاشون تو کتابای خودمونم هست. اینا رو همیجوری که نمیشه قبول کرد. باید دید کی گفته؟ تو تاریخ اون یارو چیکاره بوده و … اوووووه کلی مسئله دیگه.

    من معتقدم هر کی یه بار نهج البلاغه رو بخونه به نظرم راهشو پیدا میکنه. یادتون نره. این حرفا مالِ 1400 سال پیشه. حرفایی که دسته سومشو الان درباره حقوق بشر میزنن. برید این شخصیت و دریابید.
    بای برو بچز… این شمارمه. خواستید بزنگید با هم بگپیم. فعلا … 09104491611

    دیدگاه توسط رضا — اکتبر 27, 2016 @ 10:27 ب.ظ. | پاسخ

  46. اگه اون سلمان احمق نبود که الان وضع ما این نبود، فقط واقعا خاک بر سر اونایی که هنوز دارن سنگ چندتا عرب بیشعورو به سینه میزنن، واقعا که لیاقتتون همونه که حسین و تقی کوفت زهرمار آقا و سرورتون باشه، شده یه بار تعصبو بزارین کنار و با عقل ناقصتون به این داستان اسلام نگاه کنین، یعنی یارو محمده واقعا دمش گرم، بدجور زده وسط خال، اونقد که الان ایرانیا سنگ محمدو به سینه میزنن خوده عربا نمیزنن، من از مذهب متنفرم چون خودش تنفرو به من یاد داد، اگه این خدای شما اینقد مریضه که چندتا آدم بریزه یه جا وبعد بندازه به جون همدیگه واقعا همون بهتر که قلادش به گردن شما مسلمین باشه، البته حیف قلاده, با این مذهبتون کاری کردین که همه دنیا ایرانو ایرانی و جنگ طلب و بی منطق میدونن، حیف این خاک که امثال شما ایجا باشین، ضمنا دوستان عزیز خودتونو خسته نکنین این جماعت ابله تر ازینن که حرف حالیشون بشه، البته هرکسی حق داره هرچقد میخاد احمق باشه!!!

    دیدگاه توسط Sina — آوریل 16, 2017 @ 8:57 ق.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: