دلنوشته ها؛ مکانی برای فریاد زدن آزادی

نوامبر 25, 2012

یک مساله ریاضی ساده درباره واقعه کربلا!

Filed under: Uncategorized — دلنوشته ها @ 11:58 ق.ظ.

مسافرت های قدیمی با کاروانهایی شامل اسب و شتر طاقت فرسا و طولانی مدت بوده است. برای رفع خستگی کاروانها در مسیر حرکت آنها کاروانسراها یا منزلگاههای ساخته شده بودند که هم در آنجا در بین راه استراحت کرده و شب را به صبح برسانند و هم مایحتاج مسیر خود را تهیه کنند. معمولا فاصله بین این مکانها بین 30 تا 40 کیلومتر بوده که مطابق با میزان مسافت طی شده در یک روز توسط یک کاروان بوده است. (منبع)

بر اساس منابع تاریخی که واقعه کربلا از آنها استنتاج می شود، حسین در روز هشتم ذی الحجه با نا تمام گذاشتن مناسک حج به سمت کوفه حرکت کرده و روز دوم محرم به کربلا رسیده است. (منبع) این مسافرت طولانی بیش از هزار کیلومتر بوده است. بر طبق مسیر جاده ای که در حال حاضر بین این دو شهر قرار دارد این فاصله برابر با 1854 کیلومتر است.

فاصله کنونی بین کربلا و مکه در نقشه گوگل

اما بر اساس نقشه ای که چند سال قبل برای مسیر حرکت این کاروان تهیه شد این فاصله 1447 کیلومتر بوده است. (منبع)

بر اساس همین منابع تاریخی، کاروان مذکور کل این فاصله را در 23 روز پشت سر هم طی نکرده و در بعضی از منزلگاهها توقف و استراحت هم داشته است. (منبع1) و (منبع2) بر این اساس حداقل در یک منزلگاه به نام خُزَیمیّه یک روز برای استراحت توقف کردند و در بعضی از منزلگاهها هم توقفهایی کوتاهتر داشتند که می توان مجموع توقف در بعضی از منزلگاهها را هم معادل یک روز حساب کرد. (منبع)

بنابراین کاروان 21 روز در راه بوده و حداقل 1447 کیلومتر راه را پیموده است: 1447/21=69 یعنی 69 کیلومتر مسافت در هر روز بایستی پیموده شده باشد. این مسافت حدود دو برابر مسافت معمول پیموده شده توسط کاروانهاست! با توجه به اینکه کاروان شامل زن و بچه و وسایل فراوان بوده نمی توانسته با سرعت زیادی حرکت کند. فاصله ای که یک کاروان در یک ساعت طی می کند معمولا برابر با یک فرسخ یعنی حدود 5.375 کیلومتر است (منبع). پس حدود 13  ساعت در روز حرکت می کردند! آیا پیمودن این مسافت در روز در هوای گرم شهریور و مهرماه عربستان و عراق برای اسبها و شترهای کاروان ممکن بوده است؟

134 دیدگاه »

  1. )nokte injast ke aslan too shahrivar naboode, tarikh ro be miladi bar gardooni mishe October 10, 680 (http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Karbala
    pas hamchin ham 40 daraje naboode

    دیدگاه توسط iran — نوامبر 25, 2012 @ 4:32 ب.ظ. | پاسخ

    • بیست و چهار روز از روزی که راه افتادن تا وقتی که دوم محرم رسیدن کربلا طول کشیده که میشه اواسط شهریور تا اوایل مهر و در اونجا تا آبان ماه هوا گرمه

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 4:44 ب.ظ. | پاسخ

  2. Be MAkeh NAresideh boodeh ke tasmim migireh ba Karevan Bargardeh!!! In Farz Chetor? Aya Manba-ei hast ke neshoon bedeh az Makeh Rah oftadan? Ba Tashakor

    دیدگاه توسط Hamid — نوامبر 25, 2012 @ 4:38 ب.ظ. | پاسخ

    • در لینکهای منابعی که در متن معرفی کردم کتابهای زیادی در این زمینه معرفی شده.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 4:46 ب.ظ. | پاسخ

  3. که چی؟؟؟ چیو می خوای ثابت کنی؟؟؟ می خوای بگی که اصلا این اتفاق نیفتاده؟؟؟
    نکنه می خوای بگی امام حسینی وجود نداره؟؟؟؟
    درباره منابع هم بگم که همیشه باهم اختلاف دارن……خیلی مثال هست که (روایات) مختلفی دارن…باهم کمی فرق میکنن

    دیدگاه توسط علی — نوامبر 25, 2012 @ 4:38 ب.ظ. | پاسخ

    • من هیچی نمی خوام بگم! میخوام ببینم شما چی داری که بگی؟! چجوری میخوای این مساله ریاضی رو که گفتم حل کنی؟! اینو بگو نه مثل احمدی نژاد در جواب سوال من سوال بپرس!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 4:47 ب.ظ. | پاسخ

      • ببین دوست عزیز منبع 1 که اصلا ربطی به موضوع نداره (شناخت کاروانسراهای عصر صفوی)
        منبع 2 هم چیزی قبل از سفر نگفته فقط از 1 محرم شروع مسشه
        منبع 3 : جوابتو داده : (در چند نقل آمده است که کاروان اسرا روز اول صفر به شام رسیده‌اند، اما اینکه دقیقاً چند روز در راه بوده‌اند و از چه مسیری خود را به شام رسانده‌اند، مشخص نیست) این درباره بعد از عاشوراست—-> یعتی اصلا تاریخها رو نمیشه دقیق گفت
        اینم یه منبع: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=150
        درضمن اگه نمیتونی جوابمو بدی (کنه می خوای بگی امام حسینی وجود نداره؟؟؟؟) لازم نیست منو به انتری نژاد بچسبونی

        دیدگاه توسط علی — نوامبر 25, 2012 @ 5:37 ب.ظ.

      • وسطای منبع 1 درباره فاصله کاروانسراها گفته. توی این منبع هم کل مسیر رو به تفکیک کاروانراهای بین راه و مدت زمان توقف در اونها گفته:
        http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=44138
        اینجا هم تاریخ شروع و پایان سفر اومده:
        http://www.hawzah.net/fa/magart.html?magazineid=5764&magazinenumberid=6127&magazinearticleid=65121
        همه این لینکها توی متنی که نوشتم هست!

        دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 5:42 ب.ظ.

      • تعجب از اینجاست که در مورد واقعه ای به این مهمی حتی زمانش را با تخمین یک ماه پس و پیش هم نمیتوانید تعیین کنید اما از تک تک دیالوگهای رد و بدل شده بین همه افراد حاضر در جنگ و احادیث گفته شده از حسین تا علی اصغر را هم میدانید و مکتوب در کتابهایتان دارید. کربلا همانقدر واقعیت دارد که طوفان کشتی نوح دارد.

        دیدگاه توسط ایرانی — نوامبر 25, 2012 @ 6:36 ب.ظ.

  4. وقتی کسی برای جهاد و قیام حرکت می کند. باالطبع سریعتر و با بارکمتر مسافرت می کند. زمان رسیدن امام حسین(ع) و واقعه عاشورا دقیقا توسط مورخان آن زمان که در خدمت حکومت غاصب بنی امیه بودند ثبت شده اند.این واقعه تاریخی طوری بوده که مورخان حوادث را لحظه به لحظه ثبت کرده اند. این شک شما ریشه در جهل شما دارد. ارجاعتون می دم به همه کتب تاریخی هم اهل سنت و هم تشیع و هم مورخان غیر مسلمان.

    دیدگاه توسط cf — نوامبر 25, 2012 @ 4:39 ب.ظ. | پاسخ

    • سریعتر و با بار کمتر؟! اونوقت با همه اهل و عیال و زن و بچه؟؟؟ برای یه مسافرت بیش از هزار کیلومتری با زن و بچه که نمیشه با حداقل وسایل و با حداکثر سرعت رفت! من این متن رو براساس کلی منابع که توی متن معرفی کردم و شما داری بهشون اشاره میکنی نوشتم و این سوالیه که بعد از مقایسه این منابع پیدا میشه. جواب شما براش چیه؟؟؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 4:50 ب.ظ. | پاسخ

    • ضمنا اولین باره که می شنوم حسین از اول برای جهاد حرکت کرد از مکه به سمت کوفه! شما اول برو یه بار دیگه منابعی رو که میگی بخون!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 4:53 ب.ظ. | پاسخ

    • فرموده اید این واقعه تاریخی طوری بوده که مورخان حوادث را لحظه به لحظه ثبت کرده اند. این شک شما ریشه در جهل شما دارد. اما نگفتید این لحظه به لحظه نگارها که انگار تعدادشان کم هم نبوده در لشکر حسین بوده اند یا یزید، یا خبرنگار مستقل؟ چگونه بوده که در وسط جنگ با قلم و دوات میدویدند و با این وجدان کاری مثال زدنی وقایع را ثبت میکردند اما روز و ماه را از قلم می انداخته اند. جهل ما رفته رفته با پرسشگریمان کمرنگ تر میشود اما شما چه که حتی سوال پرسیدن خط قرمزتان است.

      دیدگاه توسط ایرانی — نوامبر 25, 2012 @ 6:44 ب.ظ. | پاسخ

      • واقعا حرفت حقه. دمت گرم

        دیدگاه توسط mjd — اکتبر 26, 2013 @ 2:32 ب.ظ.

  5. مطابق با روایات متواتر امام (ع) نیمی از ان مدت را نیز مشغول عشق و حال با حرم سرای همراه خود بوده و در روز اخر به دلیل کمبود وقت الاغ محترمه را فروختند و سوار بر قطار به کربلا رسیدند.. الله واعلم.

    دیدگاه توسط ملاباجی — نوامبر 25, 2012 @ 5:04 ب.ظ. | پاسخ

  6. یه مساله دیگه هم این که مگه نمیخواستن برن کوفه؟کوفه که نزدیکتر از
    کربلاست اول باید از کوفه رد بشن برن کربلا

    دیدگاه توسط saeed — نوامبر 25, 2012 @ 5:14 ب.ظ. | پاسخ

    • من نمیدونم خودت دین داری یا نه ولی خیلی کور و نفهم حرف میزنی!!!! … خجالت بکشید و فقط به حرف علی (ع) توجه کنید که میگه «اگر شما راست بگویید و دنیای دیگه ای نباشد من چیزی را از دست نمیدهم ولی اگر دنیای دیگری باشد شما همه آنرا از دست داده اید»… اگه (نعوذ بالله) امام حسین بر حق نباشد و یا اصلا وجود نداشته باشد و یا بطور کلی اسلام دین مزخرفی باشد، ما چیز زیادی را از دست نمیدهیم ولی اگه بر عکس باشه همین یک جمله تو کافیه که کلا بری تو وادی فلاکت!!!!

      دیدگاه توسط ع.ح. — آوریل 20, 2015 @ 4:22 ق.ظ. | پاسخ

  7. این دین خرافات هزار تا تفسیر داره .که هروقت بخوان از اون تفسیری که مشکلشون را حل کنه استفاده میکنند .اصلا این دین مزخرف ارزش کامنت گذاشتن برای یک سری افراد مغز فندقی و بسته نداره . که بخوای درموردش بحث کنی‌ .بگذار خودشون خودشون را نابود میکنند .چون در دل این دین .کشتن و نبود کردن نهفته است .بموقع به جون هم میفتن .و همدیگر را میخورن .چون پیغمبرشان آدم مریضی بوده .پس طرفدارانشون هم باید مثل همون باشن

    دیدگاه توسط bibi — نوامبر 25, 2012 @ 5:14 ب.ظ. | پاسخ

    • دمت گرم. خوده واقعیته حرفت

      دیدگاه توسط mjd — اکتبر 26, 2013 @ 2:35 ب.ظ. | پاسخ

    • من فقط یه سوال دارم و اونم اینه که چه توجیهی برای قرمز شدن خاک اصلی منطقه وقوع جنگ دارید؟ چون این خاک که یا به صورت تسبیح و یا به صورت مهر وجود داره هرچند کمیاب ظهر عاشورا سرخ میشه. این در شهر ما رخ میده.

      دیدگاه توسط عادل — ژوئن 15, 2015 @ 6:25 ق.ظ. | پاسخ

      • با اینها نمیشه بحث کرد برادر. اینها هر چیز به نفع خودشون باشه قبول دارن. ابلح نادون میگه امام حسین برای جنگ حرکت کردن. سرشون مثل کبک کردن زیر برف و هر چی این آخوندهای دروغگو میگن باور میکنن و اثلن نمیخان کمی فکر کنن. اگر بهشون بگی این چه جنگی بوده که زن و بچه همراهشون بردن در جواب میگن خواست خدا بوده.

        دیدگاه توسط فرهاد — اکتبر 21, 2015 @ 7:19 ب.ظ.

  8. چاره نداشته؛ میفهمی؟

    دیدگاه توسط ظ — نوامبر 25, 2012 @ 5:17 ب.ظ. | پاسخ

  9. البته من میدونم کسی که به یک نفر در کشور دیگری که به هر دلیلی در هزار و چهارصد سال پیش از مکانی به مکان دیگری حرکت کرده, فکر میکنه احتمالا حالش خیلی خوب نیست, چه برسه به اینکه براش ملق هم بزنه و بدتر از اون به خاطرش به هم میهنش توهین بکنه و یا خیلی بدتر از اون بخاطرش آدم هم بکشه, که البته آخری آدم نیست, زامبی شده, یعنی ویروس مذهب زامبیش کرده
    حالا من می خوام تلاش کنم و پاسخت رو بدم:
    اگر فرض کنیم پرسشت درسته, پاسخ اینه که احتمالا هواپیمای مسافربری رو هم مثل بقیه چیزها, اعضای این خانواده محترم (امام حسین) اختراع کردند و من به نوبه خودم از ایشون سپاسگذارم, با اینکه رابطه خوبی هم با هواپیما ندارم
    نه دور از شوخی, شاید طی الارض کرده, این یکی رو که در طول تاریخ خیلی ها بلد بودند!
    میگم حالا که مغزمون رو کار انداختی, بیا معمای نحوه آفرینش هوا از آدم رو حل کنیم!!
    خیلی حال میده

    دیدگاه توسط هوتن — نوامبر 25, 2012 @ 5:21 ب.ظ. | پاسخ

  10. چاره چی نداشته؟

    دیدگاه توسط saeed — نوامبر 25, 2012 @ 5:22 ب.ظ. | پاسخ

  11. چاره چیرو نداشته؟

    دیدگاه توسط saeed — نوامبر 25, 2012 @ 5:24 ب.ظ. | پاسخ

  12. سرعت پیاده‌روی حدود ۵ کیلومتر در ساعت هست. ولی خوب با شتر و اسب کمی بیشتر است مثلا فرض کنیم حداقل حدود ۷ کیلومتر. با این حساب اگر روزی ۱۰ ساعت مسیر طی کنند (که خیلی دور از عقل نیست چون از طلوع خورشید تا غروب در آن وقت سال بیش از ۱۵ ساعت هست) می‌شه حداقل روزی ۷۰ کیلومتر که منطقی به نظر می‌آد. تعداد روزهایی که حرکت نکرده‌اند هم انگشت شمار بوده. پس کلا خیلی ضرب و تقسیمش غیرمنطقی به نظر نمی‌آد.

    دیدگاه توسط ح — نوامبر 25, 2012 @ 5:27 ب.ظ. | پاسخ

    • شما فاصله کاروانسراها در ایران رو بررسی کنید. (لینک اولین منبعی که در متن معرفی کردم درباره همین موضوعه) حداکثر فاصله بین کاروانسراها 30 تا 40 کیلومتره نه 70 کیلومتر. طی کردن روزی 70 کیلومتر برای بیش از بیست روز ممکن نیست.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 5:30 ب.ظ. | پاسخ

      • در تمام کاروان‌سراها که لزوما توقف نمی‌کردند و فاصله‌ی بین کاروان‌سراها (در صورتی که این اعداد درست باشند) با در نظر گرفتن این بوده که برخی کاروان‌ها پیاده هستند یا از راه خیلی دور آمده‌اند و خسته بوده‌اند. ولی این کاروان پیاده نبوده. من هم نمی گم که این مقدار کاملا نرمال بوده. حرفم اینه که «غیرممکن» نیست و خیلی هم دور از نرمال نیست. عرب بیابان نشین اون موقع شرایط و توانش با ما تفاوت داشته. تناقض خیلی واضحی نیست این اعداد. در منابع مسیر روز به روز و تمام منزل‌گاه‌ها اومده. اگر روز به روز چک کنیم و مشخص باشه که هر منزلگاه الان کجا هست شاید بشه فهمید سرعتشون چقدر بوده. سفرنامه‌های افراد دیگه که از این مسیر مثلا برای حج می‌رفتند رو هم میشه مقایسه کرد. در اولین فرصت این کار رو می‌کنم و نتیجه‌اش رو خبر می‌دم. کلا این که توضیح‌المسایل مکارم یا فاصله کاروانسراهای ایران رو منبع مطلبت قرار دادی خیلی اعتبار خاصی نداره! این هم که فکر کنی همه‌ی مذهبی‌ها مغزی اندازه‌ی فندق دارند خیلی ساده‌انگارانه و کوته‌نظرانه هست.

        دیدگاه توسط ح — نوامبر 25, 2012 @ 5:59 ب.ظ.

      • منبع من فقط اونایی نبود که اسم بردی! این مطلب رو که یکی از منبعا هست میتونی ببینی که بر اساس 41 منبع ذکر شده در زیرش نوشته شده:
        http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=44138

        دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 6:06 ب.ظ.

  13. آخه این سوال ناجوانمردانه چیه می پرسی؟ فقط ریاضی نیست. جغرافی هم هست
    شاید مسیر شیب زیاد داره, نمی دونم شاید 70 درجه, نه؟

    دیدگاه توسط فرامرز — نوامبر 25, 2012 @ 5:30 ب.ظ. | پاسخ

  14. اونی که این متن رو نوشته و گفته که می خواد فقط سوال بپرسه و همین باید بهش بگم که تو که به این چیزا مقید نیستی، از هر دین مزخرفی هم که پیروی کنی یا نکنی باید اینو بدونی که وقتی کسی کاری بهت نداره چرا دنبال انگولک کردن دیگران و به سعی در به چالش کشیدن اعتقادات اونا داری؟ از اون کافرترین فرد هم که بپرسی (من خودم با اونها که اصلا دین نمی دونستن چیه هم بودم که اینو می گم) مطمئن باش همینو بهت میگه.

    دیدگاه توسط hpa — نوامبر 25, 2012 @ 5:32 ب.ظ. | پاسخ

    • عزیز دل برادر! کی گفته کسی کاری به کار من نداره؟! اگر دین یه مساله شخصی بود توی این مملکت و عقیده و نظر هر کسی اثری در زندگی من نداشت که مریض نبودم وقت بذارم و اینا رو بنویسم! توی این مملکت هرکاری بخوای بکنی زیر ذره بین اسلامی، تمام زندگی من و خیلی از ایرانیا رو هم زیر و رو کرده و خیلیا رو هم روانه قبرستون. اونوقت شما میگی کسی کاری به من نداره منم کاری به کسی و عقیدش نداشته باشم؟؟؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 5:37 ب.ظ. | پاسخ

      • رفیق، نگرفتی. می گم به اعتقادات بقیه چیکار داری؟ تو برو به همون گاو و گوسفندهایی که به تو کار داشتن کار داشته باش، کارهایی که همونا کردن رو انگولک کن، نه اعتقادات بقیه رو. مطمئن باش اون کسی که به تو کار داره، اعتقاداتش اینایی که تو داری بهش گیر می دی نیست. اون تو دلش به ارواح من و تو می خنده. گرفتی؟

        دیدگاه توسط hpa — نوامبر 25, 2012 @ 6:58 ب.ظ.

      • شما نگرفتی داداش! اون گاو گوسفندایی که با من کار دارن به بهانه همین دین و با چماق مذهب و فتوا و اسلام دارن ما رو و کشورمون رو نابود میکنن. گرفتی؟

        دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 7:01 ب.ظ.

      • ما تا وقتی نفهمیم که اینا دو تا چیزن، اون با همون دین و مذهب از تو و من سواری می گیره. اگه ما این دو رو فهمیدیم که دو تا چیزه، اونوقته که کسی سو استفاده نمی کنه

        دیدگاه توسط hpa — نوامبر 25, 2012 @ 7:11 ب.ظ.

      • منظورم کلا اینه که سیبل یه جای دیگه است. فشنگاتو اینجا خرج نکن

        دیدگاه توسط hpa — نوامبر 25, 2012 @ 7:13 ب.ظ.

      • راه سیبل از همینجا میگذره به مولا!

        دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 7:14 ب.ظ.

  15. گور پدر پدرسگ همشون، به ما چه که این اعراب جاهل با خر و شتر روزی چند کیلومتر جلو میرفته،مهم اینه که ملت مل در قرن ۲۱ به اندازه ۱۴۰۰ سال نوری عقب رفته.

    دیدگاه توسط Saeed — نوامبر 25, 2012 @ 5:36 ب.ظ. | پاسخ

    • حرف منم همینه ولی اول باید یه جوری به اینایی ه ده روزه توی سر و کله خودشون میزنن حالی کرد که دنبال چه مزخرفاتی راه افتادن یا نه؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 5:38 ب.ظ. | پاسخ

  16. یکی ازبدترین نتایج ایام محرم کشته شدن افرادی بیگناه درممالک اسلامی است که درآنها پیروان تشیع وتسنن زندگی میکنندوعقایدیکدیگررا قبول ندارند.

    دیدگاه توسط علی — نوامبر 25, 2012 @ 5:41 ب.ظ. | پاسخ

  17. خواستم به این دوست معتقدی که گفته بود منابع اختلاف دارند بگویم با وجود اختلاف منابع در باره چنین رویدادی چرا تا این اندازه به باور خود تکیه می کنند؟ اگر مفهوم سخن وی این است که اختلاف منابع در باره جزئیات است باید بگویم که اتفاقاَ این گونه وقایع تاریخی با دستکاری و کم و زیاد کردن همین جزئیات است که به اسطوره تبدیل می شوند. بسیاری از اسطوره های تاریخی یکسره دروغ نیستند بلکه عمدتاَ با وارد کردن عناصر مختلفی که یک گروه قومی یا مذهبی یا طرفداران یک عقیده خاص انتظار شنیدن آن را دارند و با تصور آنان از هویت خود سازگار است، شکل می گیرند.

    دیدگاه توسط hamid — نوامبر 25, 2012 @ 5:47 ب.ظ. | پاسخ

  18. خاک بر سر شما خدا از سر تقصیرتان بگذرد..
    از حکومت و نظام شاکی هستی گه میخوری از دین حرف میزنی ملعون…

    دیدگاه توسط hamid — نوامبر 25, 2012 @ 5:52 ب.ظ. | پاسخ

  19. Dear sir these people have no been able to understand how and why they are vorshiping for 1000 years now you want to educate them in one e mail?good luck

    دیدگاه توسط Babak — نوامبر 25, 2012 @ 5:53 ب.ظ. | پاسخ

  20. خیلی سعی کردم نظرمو بگم، اما این مردم خشک مغز که حتی با منطق و مدرک هم نمیشه بهشون ثابت کرد لیاقتشون همین رژیم خون خواره.
    اصلا من نمیدونم ادمین چرا خودشو خسته می کنه واقعا نمیفهمم

    دیدگاه توسط omid — نوامبر 25, 2012 @ 5:54 ب.ظ. | پاسخ

    • منم یه زمانی مثل همین خشک مغزا بودم، حتی شاید بد تر از اونا. اما کم کم همین مطالب منو به فکر واداشت و شدم اینی که الان هستم! من امیدوارم که این اتفاق برای خیلیای دیگه هم که شبیه گذشته من هستند بیفته. علتش اینه!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 5:58 ب.ظ. | پاسخ

  21. ما ایرانیها یک ضرب المثل خیلی توپ داریم و اون اینه که خواستن توانستنه . برو خدا رو شکر کن تو این زمان تا تهران نیومده
    میگم بی خیال حالا برو غذاش رو بگیر از دستت میره ها. مد امثال عدس پلو با گوشت چرخ کرده و کشمشه

    دیدگاه توسط مجید — نوامبر 25, 2012 @ 5:55 ب.ظ. | پاسخ

  22. اصلآ چه اهمیتی دارد که یک عرب ١٤٠٠ پیش چه غلطی کرده؟

    دیدگاه توسط Irani — نوامبر 25, 2012 @ 5:57 ب.ظ. | پاسخ

    • اهمیتش اینه که کل یه مملکت تعطیل میشه به خاطر این عرب و هزاران نفر خودزنی میکنن و یه عده هم با سو استفاده از احساسات اونا حکومت و جنایت و خیانت میکنن و کشورو بر باد میدن.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 6:00 ب.ظ. | پاسخ

  23. Well sir after reading your respond to my comment I think I take my comment back !!!!
    .

    دیدگاه توسط Babak — نوامبر 25, 2012 @ 6:04 ب.ظ. | پاسخ

  24. are refigh momkene ke tey beshe vaghti khoda poshtet bashe hamechi emkan dare kofr nagu, in dine dine haghe dinie ke be hameye soorakhaaye adam be , tore hamzaman kar dare mabada rahe aghabo jelot yeki beshe, beshinid yekam fek konid ahmagha akhe kodom shaskooli 72 nafari mire jange gordaan, tarikham namikhad bekhoonid chun khoondan aval maghz mikhad ke khoshbakhtane khoda too kalatun jash peshkele boz rikhte!
    YA ALIIIII:)))))))))))))))))))))

    دیدگاه توسط UNFUCKINKNOWN — نوامبر 25, 2012 @ 6:13 ب.ظ. | پاسخ

  25. اگر حسین جای یزید بود فکر میکنید رفتار بهتری با یزید میکرد یا مثل پدر بزرگوارش تا سالها به گردن زدن کسی که حکومتش را قبول نداره افتخار میکرد

    دیدگاه توسط شب شکن — نوامبر 25, 2012 @ 6:16 ب.ظ. | پاسخ

    • شب شکن,
      با نوشته ات بت بزرگ را شکستی, آفرین به تو. واقعا این همه انسانهایی که توسط همین حسین و پدرش علی گردن زده شدند کسی نیست براشون نوحه بخونه فقط حسینه و کل دنیا به سجده نشسته اند

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 25, 2012 @ 8:20 ب.ظ. | پاسخ

  26. جالب بود….دوستان قیام امام حسین برای بدست آوردن حکومت بوده که این قیام به حساب نمیاد …یه کم فکر کنید……….

    دیدگاه توسط yeki — نوامبر 25, 2012 @ 6:18 ب.ظ. | پاسخ

  27. در جوابتان بگویم تنها نام نیک است که ثابت می کند جاودانگی را من و تو هر دینی که داریم یا نداریم لااقل آزاده باشیم.نام حسین همچون سایر نامهای اسطوره های ایرانی ،یونانی و … جاودانه خواهد ماند و نه من ونه تو و نه هیچکسی نمی تواند بزرگی این انسانها را کتمان کند.متاسفانه نسل جوان نسلی بی هویت شده و کافیست که کمی به گذشته مان رجوع کنیم.تنها در جوابت بگویم که شخصی به نام مختار به خونخواهی واقعه کریلا قیام می کند.حتمااین هم دروغ است ؟؟؟؟؟!!!!! ماها شدیم قوم بنی اسراییل .خدایا به دادمان برس.ما به جای اینکه تحریفهای واقعه کربلا را اطلاع رسانی کنیم داریم صورت مسئله را پاک می کنیم.

    دیدگاه توسط farhad — نوامبر 25, 2012 @ 6:31 ب.ظ. | پاسخ

    • خوب این الان چه ربطی به سوال مطرح شده در متن داره؟؟؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 6:35 ب.ظ. | پاسخ

    • دوست عزیز خودتو خسته نکن اینا نمی خوان که چیزی بفهمن…..بحث با این ادمها بی فایدست

      دیدگاه توسط علی — نوامبر 25, 2012 @ 6:35 ب.ظ. | پاسخ

    • تکبیر!!!

      دیدگاه توسط ایرانی — نوامبر 25, 2012 @ 6:52 ب.ظ. | پاسخ

  28. ای بابا، دعوای قومی قبیله ای بوده، حسین و یزید فامیل بودن ناسلامتی! حالا یزید سپاه قدرتمند تری داشته زده حسین رو آورده پایین، اونوقت یک مشت ایرانی (که بارها توسط اعراب مورد حمله و قتل و غارت قرار گرفتن) بعد از 1400 سال دارن تو سر و مغز خودشون میزنن. چیزی که من اصلا درک نمیکنم جریان علی اصغر هست.
    فرض میکنیم حسین خوب یزید ظالم (فرض محال، محال نسیت):
    مگه حسین نمیدونست یزید و سپاهیانش ظالم و خونخوار هستند؟ مگه نمیدونست رحم و مروت ندارن؟ برای جنگ پافشاری کرد، قبول، میخواست مثلا نماد مظلومیت باشه، اما آخه مگه مریضی بچه چند ماهه رو میگیری بالا جلو دشمن؟ یعنی واقعا انتظار داشته بیان بگن آخی، بچه رو نگاه، ناازیییی!

    کلا واقعه کربلا مواردی داره که به عقل جور در نمیان! از نظر جغرافیایی منظقه کربلا در اون زمان دجله مانند بوده، و در دجله، 5 الی 10 متر که عمودی بری پایین میرسی به آب. حالا چطوری اونجا که حسین اردو زده بوده آب وجود نداشته؟

    از این قبیل تضادها در مورد این واقعه (و کلا دین اسلام) بی شمار است!

    دیدگاه توسط ناشناس — نوامبر 25, 2012 @ 6:43 ب.ظ. | پاسخ

  29. میشه سوال کرد و اشکالی هم نداره.چه جوریه که اصل واقعه کربلا که اینقدر در موردش روایات متواتر وجود داره حتی مولوی که سنیه هم بهش اشاره کرده معتبر نیست.ولی اینکه بعضی اسناد میگن چند روز در کجاها استراحت داشته و اینکه دقیقا چه روزی حرکت کرده و دقیقا چه روزی رسیده و … پس از لحاظ ریاظی این واقعه وجود نداشته معتبره؟ از این واقعه حتی طرفدارای یزید هم نام بردن البته با لفظ فتنه.مثل حکومت الان.

    دیدگاه توسط علی — نوامبر 25, 2012 @ 6:46 ب.ظ. | پاسخ

  30. چرا قیام بحساب نمیاد؟
    خب قیام برای بدست آوردن حکومت بوده دیگه, کلا مسلمونها قیام میکنند یک چیز مشتی گیر خودشون و فامیلهاشون بیاد
    مُرسی رئیس جمهور مصر رو ببینید امروز چه له لهی میزنه برا حکومت

    دیدگاه توسط جوراب شلواری — نوامبر 25, 2012 @ 6:46 ب.ظ. | پاسخ

  31. عزیزترین خاطرات آدمی متعلق به کودکی است, اگر در کودکی شما به دیدن یک نمایشن به بزرگی و شلوغی محرم بروید آثار روحی بزرگی بر روحیه شما میگذارد, بخصوص که اگر در این نمایشنامه یک نفر با رویی خوش مانند تمثالهای امام حسین مظلومانه کشته شود یا 2 طقلان مسلم تیردر رفته از کمان بخورنند یا ابوالفضل نامی هم برای نجات دادن لبهای تشنه زنان و کودکان در مسیر آوردن آب کتفهایش جدا شود!
    اما وقتی از مسیر کودکی گذشته و بزرگ و عاقل میشوید و امکان دستیابی به منابع اطلاعاتی از طرق مختلف بخصوص اینترنت را هم دارید باز هم نتوانید خود را چمبره احساسات کور دوران کودکی برهانید شما هم برای خود و هم برای جامعه خود خطرناکید! اگر خوابید, به تاریخ اسلام که توسط خود اعراب نوشته شده نگاهی بیاندازید که چگونه قرآن که اصل تمام این دعواها است سالها بعد از فوت او توسط ابوبکر, عمر و عثمان جمع آوری شد یعنی اینکه هر کسی هر داستانی از محمد شنیده بود را نقل کرده یا نوشته داشته داده و اونها هم به عنوان کتاب خدا همشو کرده اند یک کتاب و وحی الهی؟ بیهوده نیست که این کتاب نه سر داره و نه ته و هیچ کسی نمیتونه لنگشو بیاره!!!
    شما تصور کنید همین صحبتها ما رو در این صفحه اگه یک ماه دیگه بخواهیم از حفظ دوباره بنویسیم چند درصد با این نوشتار متفاوت خواهد بود حالا خاطرات مسلمانان دوران پیامبر از آنچه پیامبر به آنها گفته بوده چقدر میتواند با اصل آن متفاوت باشد بخصوص اینکه سالها طول کشیده تا این مطالب جمع آوری شده.

    بعد میرسیم به پیامبر اعظم: شما مسلمان معتقد و مومن خدا وکیلی میتونی سر یک انسان دیگررا ببری؟ ما بی دینان از درد یک مورچه احساساتمون جریحه دار میشه, شکنجه یک گوسفند را در حین حمل و نقل میبینیم تا مدتها لب به گوشت نمیزنیم چطور شما به شخصی مانند محمد که دستور به سر بریدن صدها انسان را داده به عنوان پیامبر خاتم و پیامبر رحمت میشناسی؟ من نمیگم خود تاریخ نویسان اسلامی نوشته اند صدها سال پیش, تازه این پیامبر نمونه بعد از کشتن و سر بریدن مردان قبایل با زنانشان همبستر میشدند؟ اصلا همه قبایل بد, جنایتکار, اصلاح ناپذیر, چطور با زنی که شوهرش هر چه قدر بد امروز کشته ایی همان شب همبستر میشوی؟ ای بنازم به این رحمت؟

    از علی همین بگویم که محمد فرمان میداد و علی جان سر میبرید!

    حسن جان که اهل عیش و نوش بود, جنگی هم نبود,فقط به ادامه بقا بشریت فکر میکرد و زن میستانید و باردار میکرد اهل معامله هم بود و برعکس برادرش به کم اما مطمئن قانع بود.

    اما حسین, بنده خدا از شوق جاه و مقام طواف کعبه را نیمه تمام گذاشت و وسط راه به سبک جدش پیامبر سرش را گذاشتند روی سینه اش! مسلمانان شیعه هم که برای همه امور و اتفاقات دنیا پاسخ دارنند و همه چیز را توجیه میکنند هم بیعت حسن را درست و هم شورش حسین را درست میدانند مانده ام چرا اون یکی بیعت و این یکی شورش کرد اگر هر دو کار درست بودند؟

    و در آخر برای خوآب آلودگان, ای ایرانی اگر صدام افلقی بد بود چرا که به خاک و ناموس ما تجاوز کرد چگونه پیامبر و آل پیامبر را درحریر محبت خویش پیچیده ایی و میپرستی؟ بجز این است که از کودکی از حسین و علی و محرم و نوحه خاطره داری؟ به من فحش نده برو تاریخ اسلام نوشته شده توسط مسلمانان تاریخ نگار را بخوان که چگونه همین علی و حسن و حسین در حمله ها به ایران و کشتار ایران (پدران ومادران) من و تو دست داشته اند؟ امیدوار خواب باشی, چراکه تلنگر من و امثال من همانطوریکه تلنگر دیگران مرا بیدار کرد ممکن است ترا هم بیدار کند (امیدوارم) اما اگر خودت را بخواب زده ایی بین من و تو حرفی ناگفته نمانده است.

    دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 25, 2012 @ 6:50 ب.ظ. | پاسخ

  32. خدابیامرزه پدر بزرگم یکی از افتخاراتش این بود که 85سال پیش 14روزه به تهران میرفتند با استر بار میبردند برای تجارت.اینکه فاصله منزلگاه 40کیلومتره بخاطر اینکه اکثر مسافرین پیاده طی مسیر میکرده اند .اما وقتی شما کله پوکت با این حرفها راضی نمیشه بچسب بهمون محاسبت و باهاش ثابت کن اصلا اسلام وجود خارجی نداره .ضمن اینکه واقعه کربلا در بین مسلمونها هم 1.4میلیارد نفر مخالف داره که خیلی دوست دارند ثابت کنند شیعیان در این مورد اشتباه کرده اند و 1300ساله که تلاش میکنند ثابت کنند شیعیان در همه چیز در خطایند .حالا شما با این کشف بزرگت فکر میکنم معادل نسبیت انشتین باشه میتونی زحمت سنی ها رو کم کنی و کلا شیعه رو بر باد بدی.

    دیدگاه توسط amirrabbaney@yahoo.com — نوامبر 25, 2012 @ 6:52 ب.ظ. | پاسخ

    • از کجا 14 روزه میرفتن تهران؟؟؟ کامل بنویس! ما که مثل پیغمبر شما علم غیب نداریم بفهمیم چی میخواستی بگی! با محاسبه میشه نشون داد که یه سری چیزا با هم نمی خونه. نتیجه گیریش به عهده خودتونه! سنی هم یه چیزی بدتر از شیعه هست که اونقدر تابلون نیاز به بحث دربارشون نیست.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 6:58 ب.ظ. | پاسخ

  33. کس شعر دیگه نگید دیگه …. گور بابایه اسلام ولی گاگول خودتونید 65 کیلومتر 45 کیلومتر

    دیدگاه توسط ضصقصضبق — نوامبر 25, 2012 @ 6:56 ب.ظ. | پاسخ

  34. قیام امام حسین از نظر چند تن از بزرگان ما :
    ◄ نهضت امام حسین از نظر مهاتما گاندی
    من زندگی امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافی به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین علیه السلام پیروی كند.
    ◄ حادثه طف از نظر لیاقت علیخان
    این روز ( عاشورا) برای مسلمانان در سراسر جهان معنای بزرگ دارد، در این روز یكی از حزن آورترین و تراژیك ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد. شهادت حضرت امام حسین در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم كامل به اراده الهی به شمار می رفت، شهادت یكی از عظیم ترین پیروان اسلام مثلی درخشنده و پایدار برای همه ما است. این درس به ما می آموزد كه اشكال و خطرات هر چه باشد نباید از راه حقیقت و عدالت منحرف شود.
    ◄ اثر نهضت امام حسین از نظر گیبون مورخ مشهور
    در طی قرون آینده بشریت و در سرزمین های مختلف شرح صحنه حزن آور مرگ امام حسین موجب بیداری قلب خونسردترین قارئین خواهد شد.
    ◄ چارلز دیكنز درباره نهضت امام حسین اینگونه می گوید
    اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیائی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند، پس عقل چنین حكم می نماید كه او فقط به خاطر اسلام فداكاری خویش را انجام داد.
    ◄ امام حسین علیه السلام از نظر توماس كارلایل
    بهترین درسی كه از تراژدی كربلا می گیریم، این است كه امام حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددی در جایی كه حق با باطل روبه رو می شود، اهمیت ندارد و پیروزی امام حسین با وجود اقلیتی كه داشت باعث شگفتی من است.
    ◄ سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف
    آیا اقلیتی پیدا می شود كه وقتی درباره كربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد، حتی غیرمسلمانان نیز نمی توانند پاكی روحی را كه این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت، انكار كنند.
    ◄ نهضت امام حسین از نظر فردریك جمس
    درس امام حسین علیه السلام و هر قهرمان شهید دیگری این است كه در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند كه هرگاه كسی برای این صفات ابدی مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.
    ◄ ل. م. بوید
    در طی قرون افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همین هاست كه آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین علیه السلام و من مسرورم كه با كسانی كه این فداكاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند، همنوا بوده ام، هر چند كه 1300 سال از تاریخ آن گذشته است.
    ◄ امام حسین از نظر واشنگتن ایروینك مورخ آمریكایى
    برای امام حسین علیه السلام ممكن بود كه زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد كه او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روی ریگ های تفتیده عربستان روح امام حسین فناناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای امام حسین.

    دیدگاه توسط farhad — نوامبر 25, 2012 @ 7:08 ب.ظ. | پاسخ

    • لطفا منبع تک تک نوشته هایی که به افراد مختلف نسبت دادید رو همینجا ذکر کنید.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 7:13 ب.ظ. | پاسخ

    • فرهاد جان,

      اولا بدلیل اینکه این افرادی که نام بردی عاشق قیام حسینی شده اند پس یعنی اینکه حسین و قیامش بایستی مورد قبول من باشد امری است غیر عقلانی چرا که آنها بر اساس برداشتشون به این نتیجه رسیده اند. اما سوال این است که به من چه؟ در کشور من که فقط اسلام حق دارد تبلیغ کند و رقابتی وجود ندارد معلوم است که اکثر جامعه محکوم به شیعه بودن یا در کشورهای دیگر مسلمان محکوم به سنی بودن هستند. وقتی که تو محکومی آهسته آهسته با آن اخت میگیری, بالاخره یه جای کار روضه و نوحه کار خودشو میکنه و تو به جای بابک خرمدین که بر عکس امام حسن و حسین و علی و …. اهل زن بازی و تولید دهها بچه نبود چرا که وقتش صرف دفاع از خاک و ناموسش بود میروی و از متجاوزان به خاک و ناموست دفاع میکنی!

      اگر ملاک فقط حریت امام حسین بود حرفی نداشتم بزنم, حریت و آزادگی صفتی است جهان شمول اما همه ما میدانیم که تمام این داستنها برای این است که بر گردن ما یوغ بندگی بیگانه باشد, همانطوریکه قرآن را باستی به عربی خواند چرا که اگر به زبان مادری بخوانی بعضی وقتها از آنچه میخوانی و تا بحال مقدس میدونستی حیرت میکنی! برای خیلی ها شعر یه توپ دارم قل قلیه را که به شکل قرآنی خوانده شده گذاشتم و فورا حالت حزن و اندوه گرفتند, بعد که بهشون گفتم: این همون یه توپ دارم قل قلیه خودمونه یا منو لعن و نفرین کردنند یا به فکر فرو رفتند؟ پس همه چیز مانند سیاست است اگر یک شعر کودکانه را با صوت عربی بخوانی برداشتی مقدس خواهد داشت اما لازما مقدس نیست!

      و وقتی داستان کشته شده حسین را با این آب و تاب و لباس و تئاتر و شمشیر و دو طفلان مسلمو و … هر ساله برای مردم تکرار کنی میشه جزو مقدسات آن جامعه تا روزیکه این تقدس برچیده شود.

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 25, 2012 @ 7:27 ب.ظ. | پاسخ

      • عالی بود بسیار منطقی و مستند.
        با تشکر

        دیدگاه توسط Saeed — نوامبر 26, 2012 @ 12:15 ق.ظ.

    • این مطالبی که شما اینجا کپی پیست کردی رفرنس داده میشه به » مجله نور دانش، شماره 3، سال 1341 شمسی »
      http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=10489
      جالبه که این مجله در دهه بیست شمسی چاپ میشده و مثلا از اینجا میتونید شماره 38 این مجله رو که مربوط به سال 1327 هست دانلود کنید!
      http://veyq.ir/book/id/12108/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-38-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1327
      بنابراین به نظر شما منطقیه که بیست سال بعد شماره 3 این مجله چاپ بشه؟!!! مطالبی که هیچ سندیتی ندارند و کسانی که به نقل از اونا این مطالب نقل شده روحشون هم خبر نداره! این هم مثل کتاب «مغز متفکر جهان شیعه» هست که بعد از چهل سال حالا معلوم شده که کلش یه داستانه و نویسنده های خارجی که به نقل از اونا این کتاب نوشته شده بی خبر از همه جان! میبینید که باز هم دارید بدون تحقیق درباره واقعیت ها هرچیزی رو که به خوردتون داده میشه به اسم واقعیت میپذیرید.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 7:27 ب.ظ. | پاسخ

  35. بابک جان باهات موافقم……….تاریخ اسلام هیچ اعتباری بهش نیست و اصلا معلوم نیست که علی خوب بود شمر یا عمر…من خودم سنی هستم و تعصبی رو مذهبم ندارم ولی انصافا شیعه ای که من دارم میبینم چیزی از بت پرستی کم نداره….قبلا بت بود الان الان طلای مرقد امام ها…تا کی باید نان سفره ما زریه بشه بره کربلا؟؟؟؟؟تا کی باید نلن سفره یتیم های ایران موشک بشه واسه حماس جنایتکار؟تا کی باید چوب خواب ملت رو بخوریم؟باورتون نمیشه هنوزم هستند کسایی که بر این باورن که خامنه ای و خمینی با امام زمان در ارتباطن….

    دیدگاه توسط avin — نوامبر 25, 2012 @ 7:08 ب.ظ. | پاسخ

  36. ما با حسین’ع› و اصحابش ده روز که سهله تا قیامه قیامت درگیریمو جون میدیم براش، بعد اونوقت تو هم انقدر بشین ضرب و تقسیم کن تو جوونت دراااااد !!! :)) لبیک یا ح س ی ن

    دیدگاه توسط سلاله — نوامبر 25, 2012 @ 7:21 ب.ظ. | پاسخ

  37. آخه شیعه ها کلا ضریب هوشیشون بالای دویسته.
    دو درصد مسلمونهای تمام جهانند
    البته من و خانواده من و دوستای و آشناهی من رو هم شمردند, هه هه
    روز قیامت همشون بخاطر قرمه سیزیها و لیس زدن امام زاده ها و کلا کون اسلام به بهشت میروند
    و ما و بقیه مردم جهان میریم جهندم و میگیم تو رو خدا به ما هم از اون حوری ها و درخت ها و عسل ها بدید و اونها میگند گمشو جهندمی
    و خدای بخشنده و مهربان هی ما را زنده کرده و سرب داغ در دهانمان میریزد
    و هر بار که من زنده میشوم جهت دریافت سرب بعدی, یک عدد بیلاخ نثار خدا خواهم کرد

    دیدگاه توسط اه اه — نوامبر 25, 2012 @ 7:28 ب.ظ. | پاسخ

  38. جناب بابک و آوین من مطمئنم شما دوتا از مخالفان عدالت و آزادگی هستید.و مطمئنم اگر واقعه کربلا در هر جا و مکانی اتفاق میفتاد شما همین حرفها رو می زدید.چرا که درک امام حسین و یارانش وجدانی بیدار باید قضاوت کند.در وصف این کار شما بگم:سوسن که به صد گونه زبان لال نشیند ای غنچه تو را بستن یک لب هنری نیست.

    دیدگاه توسط farhad — نوامبر 25, 2012 @ 7:29 ب.ظ. | پاسخ

    • جناب فرهاد (حسین احتمالا اگه نه حسن یا نقی یا علی یا یه اسم دیگه عربی)

      شاعر میگه: هر از این باغ بری میرسد, تازه تر از تازه تری میرسد

      شما اول به من پاسخ چند تا سوال ساده را با آره یا نه بده, احمدی نژاد بازی هم در نیار خب؟ ترو خدا؟ تو روح امام حسین که بهش اعتقاد داری؟

      ایرانی هستی؟
      اگر عراق, ترکیه, عربستان, افغانستان, پاکستان, آذربایجان, و دیگر کشورهای همسایه به ایران حمله کنند آیا از خاک و ناموست دفاع میکنی؟
      بر فرض اینکه یکی از این کشورها ایران را فتح کرد, آیا اسم فرزندت را میگذاری: صدام یا حکمتار یا مشرف یا علی اف؟
      اگر در جنگ مقابل این متجاوزین کشته شوی, بین دو گزینه برای انتخاب نام از سوی دیگر ایرانیان کدام نام برازنده تر است: فرهاد یا علی اف یا صدام؟

      بعد از پاسخ دادن به این سوالات برو تاریخ بخون چگونه اعراب به ایران حمله کردنند و چگونه ناموست را پایمال کردنند و به تاراج بردنند.

      خدایا ببین چه کسی از عدالت و آزادگی حرفه میزنه, یک روز دلاوری بابک و امثال بابکها به تمامی دلاوریهای آل پیامبر میارزه میدونی چرا؟ چونکه آنها متجاوز بودند و دلاور ما پاسدار خاک و ناموس ما.
      بیدار شو ای رفیق

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 25, 2012 @ 7:43 ب.ظ. | پاسخ

  39. برای من همانطور که زرتشت و کوروش وبابک و رستم و سایر اسطوره ها محترمند ، حسین هم محترمه ، چرا که ندای آیا کسی است که مرا یاری کند هر نیازمندی از هر جای این دنیا که بلند شود اگر وجدانی باشد باید شنیده شود.همه ادیان و عقاید محترمند مگه نه اینکه اولین منشور حقوق بشر را کوروش دارد.من حرفم اینه که هر مرام و مسلکی که داریم باید آزاد اندیش باشیم و جهانی فکر کنیم.اگر اعراب به ایران حمله می کنند این گناه پای حسین نوشته نمی شود چرا که تاریخ ما پر است از حمله همانطور که مغولها به ایران حمله کردند و …. .

    دیدگاه توسط farhad — نوامبر 25, 2012 @ 7:55 ب.ظ. | پاسخ

    • فرهاد نام, چرا طفره میری؟ چرا جواب سوالات منو که خیلی هم ساده بودنند ندادی؟ چرا شما مسلمانان اینقدر دو رو که هیچ چند رو هستید؟ حتما پاسخ سوالات منو اون بالا ساده یک کلام بیشتر برای هر کدومشون احتیاج نیست, آره یا نه, فرهاد یا صدام

      اگر به عقب برگردیم قبل از اینکه به حسین برسیم میرسیم به بابک, حسین که دعوای قدرت داشت, حسین که چندین زن و دهها بچه داشت, حسین که رفت بشود امیر مومنین وسط معامله فامیلاش زدند زیرش اون کجا و بابک این سالار ما کجا؟
      میگم شما دو رو هستید هی انکار میکنید, ندای هل من ناصر ینصرنی حسین واجب تر و عزیز تر است یا ندای یاری طلب بابک ما که 20 سال با مهاجمین جنگید؟ امثال تو فشار خون آدمو میبرند بالا, آخه توی عصر اینترنت چگونه میخواهی سیاهی را بر سپیدی غلبه دهی؟
      تو حسین را از کجا شناختی؟ از آخوند شناختی مگه نه؟ همین روضه خونی ها و تکیه زدنها, همین آخوند امروز خواهر و مادر ما رو به تاراج میبره تو ادای طرفداران فرهنگ حسینی را در میآوردی؟ اگه به آزادگی اعتقاد داشتی الان یا در جهت مقابله با آخوند و فرهنگ آخوندی در زندان بودی یا کشته شده بودی و یا با این قوم آدم خوار و فرهنگ اسلامیشون مبارزه میکردی نه مانند کبک سر در برف مجیز گویی کسی (حسین) بپردازی که خود در ریخته شدن خون ایرانیان در ری سهم داشت, هم پدرش علی در ریخته شدن خون ایرانیان سهم داشت!

      شاید هم از ایرانیت فقط فارسی نوشتن را یاد گرفته ایی؟

      شما اگر پاسخ سوالات مرا داده بودی احتیاجی به این پاسخ هم نبود.

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 25, 2012 @ 8:35 ب.ظ. | پاسخ

  40. کی گفته فاصله منزلگاهها 30 تا 40 کیلو متر بوده، خودت سوار یه اسب بشو و با سرعت معمولی حرکت کن. روزانه بیش از 60 کیلو متر میشه حرکت کرد

    دیدگاه توسط رضا — نوامبر 25, 2012 @ 8:30 ب.ظ. | پاسخ

    • منبع گذاشتم برای فاصله کاروانسراها در متن. اکثر کاروانهای حجاز با شتر و کجاوه حرکت میکردن. وقتی که مسیر بالای 1400 کیلومتره نمیشه به تاخت حرکت کرد.

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 8:37 ب.ظ. | پاسخ

  41. محاسباتت ایرادمنده. داری میگی 13ساعت حرکت در روز تو شهریور ممکن نیست در شرایطی که قبلش وقتهای استراحت کاروان رو از حرکت کم کردی. 13ساعت راه برای شتر در اون دما با احتساب توقف میان راهی کاملا ممکن و قابل تصور است. درضمن شما توان نسل امروز و آن زمانو نمیتونید مورد قیاس قرار بدید. صرف منبع قرار دادن مطالب گواه علمیت اونها نیست.

    دیدگاه توسط پژمان — نوامبر 25, 2012 @ 9:07 ب.ظ. | پاسخ

    • طبق کدوم مستند علمی میگید که توان اون موقع بیشتر از الان بوده؟ مقاله علمیش کی و کچا چاپ شده؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 25, 2012 @ 9:28 ب.ظ. | پاسخ

  42. ای بابا تودیگه کی هستی /خوب معلومه بخشی از این راه را با کامیون طی کردند.همین کولی ها رادرنظر بگیرید از شرق به غرب در دو روز میرن-

    دیدگاه توسط babak — نوامبر 25, 2012 @ 9:14 ب.ظ. | پاسخ

  43. Behtatin javab ine ke berin be eslam, mohamad, ali, hosien va har chi mosalmone kosmashange jakeshe.

    دیدگاه توسط Javad — نوامبر 25, 2012 @ 9:54 ب.ظ. | پاسخ

  44. امام حسین و یارانش شبها حرکت میکردند و روزا استراحت برای اینکه پنهانی سفر میکردن این یک نکته دوم اینکه حوادث کربلا و اصولا تاریخ اسلام رو همه مورخین ب لحظه و ساعت ثبت کردند حتی بیدین ها و ناصبی های ضد اهل بیت هم در اصل قضیه و اینکه امام حسین روز هشتم ذی حجه از عرفات حرکت و روز دوم محرم به کربلا رسیده شک ندارن کسانیکه شک دارن اصلا تاریخ نخوندن
    برن تاریخ های شیعه و سنی و مسیحی رو بخونن

    دیدگاه توسط safa — نوامبر 25, 2012 @ 10:27 ب.ظ. | پاسخ

  45. راست میگه
    شترهای اون موقع باشگاه میرفتند, قوی تر بودند, مثل شترهای امروز قرطی نبودند که
    پس دیدی ریاضیت خوب نیست
    پس نتیجه میگیریم که حق با حسین بوده و اینکه مردم ری رو قتل عام کرده اشکالی نداره, چون آزاده بوده و خیلی هم خشگل بوده و بهمین دلیل دخترهای ایرانی التماس میکردند که تو رو خدا بزار ننه بابامون رو بکشیم و بیام کنیز تو بشیم
    تازشم من تمام کتابهای تاریخ جهان رو به همه زبانها خوندم, همشون اعتراف کرده اند که حسین خیلی خیلی آزاده بوده و کلی آزادگی داشته و قیافه اش رو هم از بس نورانی بوده نمیشد دید
    حتی گاندی هم قبل از مرگ اسمش رو به حسین تغییر داد (به خدا)
    خجالت نمیکشی اسمت فرهاده, برو اسمت رو عوض کن با ابوالفضل, زیباترین اسم جهان, از این به بعد صدات میزنیم ابول , تازشم باعث میشه وقتی رفتی روز قیامت, ابوالفضل ضامنت میشه و الله بهت حوری روسی 9 ساله میده هر چند تا بخوای
    من زیاد ریاضیم خوب نیست ولی با یک حساب سر انگشتی فهمیدم که حسین از ستار بهشتی هم آزاده تر بوده, نه تعداد زنهاش به اندازه ستار بوده, نه مثل ستار می خواسته حکومت رو بگیره و امیر المومنین بشه
    مثل ستار سوسول دکترای زجر کشیدن نداشت که, دکترای قمه کشی داشت, طول تاریخ ایران پر از ستار بهشتی هاست ولی همشون باهم به گرد پای حسین نمیرسند
    نامردها الکی حسین رو کشتند, اگه هنوز زنده بود, شبها با یاد ایرانی ها میخوابید و تمام آرزوهای شیعیان جهان رو برآورده میکرد
    آخه قبل از مرگش یکبار این کارو کرده بود (به خدا)
    ما با حسین’ع› و اصحابش ده روز که سهله تا قیامه قیامت درگیریمو جون میدیم براش، تجاوز هم میکنیم, باج هم میگیریم, ناموس و سرزمین و ایران و آینده سیخی چنده, شنیع ترین کارها رو هم میکنیم چونکه حسین آزاده بود و در راه آزادی و احتمالا دموکراسی و حقوق انسانی بشهادت رسید
    ای کاش الان زنده بود و دوباره ایران رو فتح میکرد و من رو بسته در زنجیر در بازار کربلا برا فروش میگذاشتند و او با سخاوتمندی مرا میخرید و
    اسمم رو با غلامحسین عوض میکرد و هر شب منو میکرد, اشکالی نداشت, من کل زندگیم رو شبانه روز به خمینی و خامنه ای کون دادم و حالا به جدشون, ثواب هم داره
    آه ای روزگار, حیف که از دست رفت

    دیدگاه توسط rostam — نوامبر 25, 2012 @ 10:37 ب.ظ. | پاسخ

    • رستم جان

      واقعا دست مریزاد, از نوشته ات لذت بردم, با آنچه تو نوشتی دیگر حرفی با این گمراهان باقی نماند. نگارش بسیار بسیار زیبایی داری. آفرین

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 26, 2012 @ 3:28 ق.ظ. | پاسخ

  46. مورخین تاریخ اسلام رو لحظه به لحظه ثبت کرده اند حتی ساعت هم داشتند اونهم سویسی
    موبایل هم داشتند, اصحاب آمار رو جزء به جزء به مورخ ارسال میکردند
    من که ضد اهل بیتم هم شک ندارم
    برید کتابهای سرخپوست های آمریکا رو هم بخونید
    کوچکترین شکی وجود نداره
    ایشون شبها یواشکی حرکت میکردند, پس احتمالا نتایج همه دوستان منتفی شد, نه 30 و نه 40 و نه 60 کیلومتر, 250 کیلومتر در شب
    آخه شبهای قدیمها مثل شترهاش با الان فرق میکرده, چند برابر الان بوده, بیشتر میتونستند حرکت کنند ایشون
    کلا دمشون گرم

    دیدگاه توسط rostam — نوامبر 25, 2012 @ 11:03 ب.ظ. | پاسخ

  47. ابیلفض رفته آب بیاوره آیا ابیلفض هنرمند سیرک بوده؟
    ابیلفض رفته آب بیاوره

    آیا ابیلفض هنرمند سیرک بوده؟

    این داستان آب آوردن ابیلفض بی سر و ته ترین افسانه عاشوراست. به اندازه ای این داستان مسخره ساخته شده که گمان می کنم با یک بار مرور آن دیگر نیازی به تجزیه نباشد.

    داستان از این قرار است که آقا ابیلفض که مسلمانان ماشین شان را بیمه ایشان می کنند برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند. حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.

    لطفا یکی برای ما توضیح بدهد که حضرت چگونه مشک را از دستی که قطع شده میگیرد؟ آیا حضرت از اسب پیاده شده و می رود مشک را که همراه دست قطع شده اش روی زمین افتاده بر می دارد و دوباره سوار اسب می شود و می رود؟

    دوباره که آن یکی دستش قطع می شود چه کار می کند؟ آیا حضرت باز از اسب پیاده شده و می رود به سراغ دست افتاده و دولا شده و مشک را با دندان می گیرد؟ آیا در این میان که هی حضرت از اسب پیاده و دوباره سوار می شده اند کسی نبوده ایشان را بکشد؟

    یا اصلا هیچ کدام از اینها رخ نداده و پیش از آنکه دست مبارکشان را قطع کنند، حضرت بر اساس مهارت هایشان مشک را به هوا پرتاب کرده اند با آن یکی دست گرفته اند و به دنبال آن دوباره مشک را به هوا پرتاب کرده و این بار با دندان می گیرند؟ مگر حضرت هنرمند سیرک بوده؟

    اصلا دست حضرت چگونه قطع شده؟ از مچ؟ از آرنج؟ از کتف؟ با چه چیز قطع شده؟ شمشیر؟ خاطرم هست در یک مراسم مذهبی در محرم روضه خوان گفت با کمان به سوی دست حضرت نشانه رفته اند و دست را قطع کرده اند. مگر کمان های آن ها تبر پرتاب می کرده است؟

    خون ریزی شدید ناشی از قطع شدن دست در این میان کشک بوده؟ آیا حضرت به خاطر حضرت بودنشان چند لیتر بیشتر از انسان های معمولی خون داشته اند که در میانه راه به دلیل کم خونی نمرده اند یا دست کم از هوش نرفته

    دیدگاه توسط Saeed — نوامبر 25, 2012 @ 11:43 ب.ظ. | پاسخ

  48. چرا امام حسین کشته شد؟
    تاریخ عاشورا
    آنچه شیعیان باد در باره عاشورا بدانند
    چرا امام حسین کشته شد؟

    نزديک به ١٤٠٠ سال است مذهبيون شيعه حسين را در اين روزها (عاشورا و تاسوعا) پای منبرهای دروغ و نيرنگ می‌کشند و حسينم حسينم راه انداخته و لعنت بر يزيد می‌فرستند. عده‌ای هم که نه از تاريخ آگاهی دارند و نه بخود زحمت داده‌اند در اين مورد تحقيق نمايند کور کورانه به سر و کول خود زنجير و قمه زده نذر می‌کنند که اگر فرزند دلبندشان از بيماری نجات يافت يا به آرزوی خودشا ن رسيدند سر فرزند بيگناه خود را زخم زده به خون آغشته نموده و يا او را قربانی راه حسين کنند؟ کسی نمی‌پرسد که چرا خودشان را قربانی و يا زخم نمی‌زنند و اين کودکان هستند که تاوان ناآگاهی آنها را پس می‌دهند.

    اين راه را ادامه راه حسين می‌دانند!!!؟

    چه راهی حسين رفته که ملايان از گفتن حقيقت داستان واهمه داشته و آنرا زير قمه‌زنی و زنجيرکشی و فريادهای يا حسين مخفی می‌نمايند؟ آيا هرگز از خود سئوال کرده‌ايد چرا؟!

    داستان روز کربلا از اين قرار است:
    معاويه که با اقتدار و حيله گری‌های استادانه‌ای به کرسی حکومت تکيه زده پسرش يزيد را به سرکردگی سپاه و به فرماندهی لشگر گماشته است. در اين ايام حسين و خانواده‌اش در سرزمينی تحت لوای معاويه و يزيد زندگی می‌کنند.

    يزيد در لشگر خود سرداری دارد که دارای همسری بی اندازه زيبا و خوش بر و رو بنام اورينب است. يزيد عاشق و دلباخته اورينب است و به هر حيله‌ای دست زده، با ارسال هدايا، پول و جواهر، خرما و شتر، کنيز و غلام نتوانسته دل اورينب را بدست آورد. يزيدِ عاشق‌پيشه چه شعرها که برای اورينب نسروده.

    حسين ابن علی نامه‌های متعددی از هواداران خود ازمردم کوفه دريافت می‌دارد که او را به کوفه فرا می‌خوانند تا با جمع پيروان خود از آن محل بتواند با يزيد مقابله کند. او مسلم ابن عقيل را برای بررسی وضعيت بکوفه می‌فرستد. مُسلِم خبرهای خوشی به حسين می‌دهد ولی خيلی‌ها او را از رفتن بکوفه منع می‌کنند ولی حسين مصمم است که برود.

    يزيد نااميد از همه کار، به پدر مکارش معاويه پناه می‌برد؛ معاويه يزيد را راهنمائی می‌کند که سردار را به ماموريت بفرستد تا اورينب در فراق همسر به هوس درآيد که باز هم نتيجه نمی‌بخشد. در شهر شايع می‌کنند که اورينب به هوس‌بازی با ديگران مشغول است و زناکار می‌باشد. وقتی سردار از ماموريت بر می‌گردد و گوشش به شايعه‌ها آشنا می‌شود مترصد می‌شود همسرش را طلاق دهد. حسين همانند جد بزگوارش که هميشه در صدد دست‌اندازی به زنان بيوه می‌بوده در کمين نشسته بود. تا صيغه طلاق جاری می‌شود به ناگاه بدون توجه به يزيد و معاويه زن مطلقه را ربوده و بعقد خود در بياورد.

    حسين ابن علی با اينکار گور خودش و يارانش را می‌کند. او زنی را که به حيله‌های يزيد و معاويه از همسرش طلاق گرفته است را تصاحب می‌کند. اينکار حسين برقی در چشمان در انتظار يزيد می‌اندازد که امت عرب تا آن تاريخ بخاطر نداشت.

    يزيد به حسين ابن علی پيغام می‌دهد اگر سرش را دوست دارد و سلامت افراد خانواده‌اش را می‌خواهد از شيطنت دست بردارد. ولی حسين ابن علی که به مقصود نزديک شده سر از پا نمی‌شناسد و در صدد گرفتن کام از همسری تازه است! با نامه‌هائی که از کوفه رسيده عازم کوفه می‌شود. در صحرای کربلا با سپاهيان ابن زياد مواجه می‌شود. از او سئوال می‌کنند عازم کجاست، که حسين ابن علی با نشان دادن خرجين نامه‌ها می‌خواهد ابن زياد را قانع کند ولی فرمانده سپاه به حسين و هفتاد و چند نفری که همراه او بودند نه راه پس می‌گذارد و نه راه پيش و او را در کربلا محاصره می‌کنند.

    چون حسين در راه سفر بود وقتی در صحرای کربلا محاصره می‌شود پيش بينی جنگی نکرده بود و سپاهی همراه او نبود. يزيد و لشگريان معاويه او را محاصره می‌کنند، هنوز حسين فرصت دارد با دادن طلاق و پس دادن اورينب جان خودش و همراهان را نجات دهد ولی با کله شقی تمام شانه خالی می کند و زير بار نمی‌رود و همانشب به افراد خيمه و بارگاه می‌گويد «اينها با من کار دارند هرکس می‌خواهد می‌تواند از تاريکی شب استفاده نموده و جان خود را نجات دهد» که همان شب ديگران که جزو افراد فاميل حسين ابن علی نبودند چادرها را ترک نمودند.

    اين جريان تاريخی که در بسياری از تواريخ کتاب‌ها١ و نوشته‌های فقهای اسلام آمده از مردم عادی پنهان نگاه داشته می‌شود در حاليکه ريشه حقيقی و اصل واقعه کربلا است. فقهای شيعه همانند همه پنهان کاری‌های ديگر اين اصل تاريخی را وارونه جلوه داده و فقط به حکومت کوفه و عمل يزيد و معاويه و کشته شدن اصغر و اکبر اشاره می‌کنند.

    دیدگاه توسط Saeed — نوامبر 26, 2012 @ 12:07 ق.ظ. | پاسخ

  49. ایکاش جای این محاسبات و سوال از پیروان این دین مسخره یه سوال ریاضی یا هوش طرح میکردی ذهنمونو بیشتر کارمینداختیم. آخه اینم شده موضوع ؟ اصلا این دین ارزش وقت گذاشتن داره؟ بیخیال این دین احمقانه شین بابا. بزارین پیروانش تو ..ه خودشون دست و پا بزنن با اون پیغمبر خانم باز مریض و اون امامای قاتل شیفته قدرتش.
    حسین دیگه کیه بابا . اینهمه شخصیت تاریخی تو مملکتمون داریم اونوقت چسبیدیم به یه عرب؟
    جالبه که عربستانیها اصلا ادعایی رو حسین و علی و اصغر و کوفت و زهرمار ندارن اونوقت ماداریم خشتک میدریم بخاطرشون.
    این ادعاهای ما همونقدر مسخره س که مثلا کشورهای عربی بیان در مورد کوروش یا داریوش هخامنشی نظر الکی بدن و چرت و پرت بگن و تو سرو کله خودشون بزنن. غیر اینه؟

    دیدگاه توسط سروش — نوامبر 26, 2012 @ 1:00 ق.ظ. | پاسخ

    • مرسی سروش جان کاملا حق با شماست

      دیدگاه توسط Saeed — نوامبر 26, 2012 @ 1:28 ق.ظ. | پاسخ

    • سروش جان,
      میدونم که منظورت اینه که این مسائل ارزش وقت تلف کردن نداره, اما آن کسانی که اینجا میآن دنبال یه چیزی هستند شاید اسمش حقیقت باشه, در اینترنت سایتهای مختلفی هست که میتونی بری مسئله ریاضی حل کنی و طرفداران خودش رو هم داره, مشکل ما با تاریخ خودمون اگه حل بشه خودش یه پا فورمول فیثاغورسه. اگه میلیونها پناهنده و میلیونها زندانی در کشور خودمون داریم برای همین فقر و ندانستن تاریخ خودمونه. زمانی که یک قاتل ایرانیان میشه قهرمان ایرانیان! درست مانند فیلم بت بهروز وثوقی, در این فیلم یک متحاجم به ناموس یک زن میشه بت و یک مدافع ناموس همان زن میشه مایع لعن و نفرین.

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 26, 2012 @ 3:26 ق.ظ. | پاسخ

  50. دوست اندیشمند از روشن گری بی سرو صدای شما سپاس

    دیدگاه توسط ژرفا مهر — نوامبر 26, 2012 @ 5:35 ق.ظ. | پاسخ

  51. خو برادر من!
    اینکه کاری نداره!
    منم یه تراژدی وحشتناک مینویسم و میگم برحق بوده! کلی هم آب و تاب بهش میدم! کلی آدمم باورش میکنن! اما قاعدتا نمیتونم واسش اسناد تاریخی جور کنم! پس سعی میکنم درام ترش کنم که کسی سراغ اسناد رو نگیره!
    این سناریو آشنا نیست براتون؟؟!!

    دیدگاه توسط azad andish — نوامبر 26, 2012 @ 7:59 ق.ظ. | پاسخ

  52. جالبه . آفرین . خیلی جالب بود . هر کی به اندازه شعور و شخصیتش خودش رو عرضه و معرفی کرد . باظرافت با لوندی با استادی . آفرین ….. جالب ترین بخشش استان زن سردار بود ! جای پای یهود صهیون کثیف …. یهود صهیون کثیف ….. یهود صهیون کثیف که با حیله مسیح رو بر صلیب کشید ولی اسلام رو نمی تونه . خیلی کوچیکتری یهود صهیون کثیف که بخوای با اسلام بازی کنی . فکرش رو هم نمی کردی که یزیدی که به حیله تو تحریک به قتل حسین بشه ، شورشی در دنیا بجود بیاد که تو و همه کس تو رو با خودش ببره و بسوزونه کثافت …… حسین مسیح نبود.

    دیدگاه توسط صبور — نوامبر 26, 2012 @ 9:48 ق.ظ. | پاسخ

  53. درود بر یزید که زد دهن حسین رو سرویس کرد. این حسین هم یک آدم جاه طلب عاشق زر و زور و زن بوده مثل تمام خونخوارای عالم. منتهی چون به خواسته اش نرسیده مظلوم قلمداد شده. خاک بر سر ملتی که به جای آمادگی برای فردا و تدبیر برای فرزندانشان بر کشتگان 1400 سال پیش گریه می کنند. خاک بر سر وطن فروشانی که ستار را بیخ گوششان می کشند و برای علی اکبر گریه می کنند. ننگ بر ملتی که نسرین ستوده را زندانی کرده و فراموش می کنند اما برای زینب خودشان را جر می دهند

    دیدگاه توسط آیت الله جنتی — نوامبر 26, 2012 @ 10:55 ق.ظ. | پاسخ

  54. من که همیشه تسلیم حرف حساب و منطقی هستم.دوستان عزیزی که از حقیقت و تاریخ فرار میکنند بد نیست بدونند موقعی که عمر حمله کرد به ایران حسن وحسین سردارهای عمر در جنگ طبرستان بودند.

    دیدگاه توسط بابک جاویدان — نوامبر 26, 2012 @ 11:54 ق.ظ. | پاسخ

  55. آقاي صبور زياد به خودت فشار نيار خداي نا كرده مشكلي برات پيش مياد از ما گفتن بود و انقدر حرص مسائل ديني رو نخور چون صد در صد در طول تاريخ با تحريف مواجه شدن و به خورد شما دادن كه گواراي وجودت بشه و با مقداري وقت گذاشتن و تحقيق در مورد رويداد ها و مسائل مربوط به دين ميتوني كمي با تلخي حقيقت موجود در اسلام روبرو بشي
    دوستدار شما يه بي سوات

    دیدگاه توسط بي سوات — نوامبر 26, 2012 @ 12:19 ب.ظ. | پاسخ

  56. بسیار مایۀ اندوه و غم هست که هنوز شمار زیادی از هم میهنهای ما نمیخواهند , یا نمیتوانند بخواهند که چشمها و گوشهای خودشون رو بروی راستی ها و درستی ها باز کنند.

    من به خانوادۀ خودم نگاه میکنم, به پدر و مادر پیرم و دیگران که از ژرفای دل به این خرافه ها و خرافه های دیگر باور دارند و گمان میکنند که یقینا راه درست, همین است که آنها میروند. این برای من خیلی دردناکه, چون میدونم گفتگو کردن باشون در این زمینه ها هیچ دستاوردی نداره مگر شکستن دلشون, و بنابراین تلاش میکنم پا به اینچنین گفتمانی نذارم.

    دردناکتر برام اینه که میبینم هنوز بسیاری از جوانان ایران پایبند به خرافات هستند….پیش خودم میگم امیدوار باش به آینده… ولی شعر حافظ و سعدی و دیگر بزرگان رو که میخونی, میبینی 700 سال پیش هم همین داستانا رو داشتیم. و هنوز هم در همین باتلاقیم که بودیم…..

    ولی باز نوشته هایی مانند آنچه در بالا خواندیم رو میبینم که چگونه یک هم میهن, با استدلال و منطق داره تلاش میکنه با درج پرسشی, خوانندگان رو به اندیشیدن بکشونه…و امیدوارتر میشم به آینده , چراکه اکنون اینترنت هست, چیزی که 700 سال پیش نبود (منبع ندارم! کشف خودمه)

    هرچند بایست پذیرفت که تا زمانی که فشار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و روحی و فیزیکی وووو روی مردم هست, دور نیست که شمار آنهایی که چاره ای جز پناهنده شدن به خرافات نمیبینند, همچنان بیشتر و بیشتر میشه.

    دیدگاه توسط منم فرهادم! یه فرهاد دیگه! — نوامبر 26, 2012 @ 12:23 ب.ظ. | پاسخ

    • منم فرهادم! یه فرهاد دیگه عزیز درود بر تو

      چندین تن از دوستان من (که مانند من خارج نشینند) بر این عقیده هستند که مشکل اساسی خود مردم ایران هستند و لیاقتشون همین رژیمه, اما من با آنها مخالفم چرا که مردم ما اگر اینچنین هستند دلیلش اینه که 1400 سال است تحت تبلیغات اسلامی هستند و اینکه توقع داشته باشیم در عرض 33 سال مردم روشن شونند منطقی نیست. بخصوص اینکه در این 33 سال کار فرهنگی در جهت روشنگری مردم روی نداده است بجز معدود حرکاتی که اخیر شکل گرفت و محدود به خارج کشور ماند. مانند روشنگریهای فرود فولادوند, مرحوم فاضلی و بهرام مشیری که اینها خود نیز بنحوی نقص های خاص خود را دارند (بجز مرحوم فاضلی که من شناخت زیادی روشون ندارم).
      مردم از رژیم تنفر دارنند اما ته دل به اسلام معتقدند, همون ته اعتقاد کافی است که عمر این رژیم ادامه پیدا کند.
      ما کتابهای روشنگرانه بسیار داریم اما یک فیلم سینمایی در جهت روشنگری آنچه بر پدرانمان بدست اعراب متجاوز آمد نداریم, فیلمی که در آن هنرمندانه مظلومیت اجدادمان را به تصویر بکشد, همه ما میدانیم که تاثیر تصویر از نوشته کتاب بسیار بیشتر است.
      خانم انوشه انصاری 20 میلیون دلار داد چند روز در مدار کره زمین معلق ماند, شاید به یکدهم اون پول میتونست یک فیلم تاثیر گذار درست کند, از انوشه انصاری ایراد نمیگیرم, شاید بفکرش هم این موضوع خطور نکرده, شاید واقعا مسلمان باور منده اما بایستی تلاش کنیم آندسته از ایرانیانی که ثروتمند و علاقه مند به این تلاش فرهنگی هستند را پیدا کنیم و با کمک هم به این مهم دست یابیم. البته این فقط یک قدم است, قدمهای دیگر هم بدنبال این خواهد آمد.
      درست مانند 30 سال زحمتی که فردوسی کشید و زبان و فرهنگ ما را از تاراج آدمخوران عرب نجات داد.
      از همین نقطه که میبینی باید آغاز کنیم.
      من نسبت به اعراب هیچ نفرتی ندارم, اما تکلیف اسلام و ما ایرانیان بایستی یکبار برای همیشه روشن شود, این آئین (اسلام) سراسر نفرت و جنایت است

      دیدگاه توسط BabakJan — نوامبر 26, 2012 @ 2:47 ب.ظ. | پاسخ

  57. یه مشت لوده دوره هم جمع شدین با جمله های رسمن بی سرو ته، خود.ارض.ایی میکنین … باشد که تخلیه شین !!

    دیدگاه توسط سلاله — نوامبر 26, 2012 @ 8:49 ب.ظ. | پاسخ

  58. مسافرت های قدیمی با کاروانهایی شامل اسب و شتر است که قطعا شتر از اسب سرعتش کمتر است.
    شتر در کاروان بین ۱۷۰ تا ۲۷۰ کیلوگرم بار را با سرعتی معادل ۴ – ۵ کیلومتر در ساعت حمل می‌کند. در کاروان معمولی شتر پنج روز حرکت می‌کند، و پس از آن آب و غذا دریافت می‌کند. هر شتر می‌تواند هفت روز بدون آب و غذا کار کند.
    بخاطر تعقیب مزدوران اموی فرصت استراحت کافی وجود نداشته؛ بخاطر همین مسیر را با استراحت کوتاه ادامه میدادند.
    حال اگر مسیر 1854 کیلومتری را تقسیم بر 5 کیلومتر در ساعت سرعت حرکت معمولی یک کاروان کنیم عدد 370.8 ساعت را که معادل 15.45 روز است بدست میاید یا عدد دومی 1447÷ 5= 289.4÷24=12.0583 بدست میاید حال امام روز هشتم‌ ذي‌ حجه‌ از مکه حرکت نمودن عدد 8 را از 29 کم کنیم عدد 21 بدست میاید تازه در صورتی که ماه 29 روز باشد و اشاره شده که امام روز دوم محرم در کربلا فرود امدند با این صورت عدد بدست آمده 23 روز میباشد که اگر میزان استراحت ها و توقف ها را کم کنیم عدد بدست امده به اعداد بالا نزدیک میشود و تعجبی ندارد که چطور توانسته اند به سرعت این مسیر را طی کنند.

    دیدگاه توسط علامت سوال — نوامبر 27, 2012 @ 1:10 ق.ظ. | پاسخ

  59. از 8 ذی الحجه تا 2 محرم 23 روز زمانه که به قول خودت فاصله شهر مکه تا کربلاس 1854 کیلومتره موضوع بحث ما مکه تا کربلاس!
    1854 رو اگه به همون 5 کیلومتر بر ساعت ذکر شده Hussein Moazzen عزیز تقسیم کنیم 370.8 ساعت بدست میاد که ینی بعد از این تعداد ساعت، ما به کوفه می رسیم! حالا مهم نیس چند روز کشش بدیم!
    حالا اگه این زمان رو بخوایم توی 23 روز طی کنیم تقسیم به 23 می کنیم و عددی معادل 16.12 رو به ما میده!
    ینی روزی 16 ساعت و 7 دقیقه و 12 ثانیه حرکت در روز و حدود 8 ساعت استراحت! البته این اعداد همگی به طور تخمینی هستن و طبق منابع ارائه شده خودت (که کاری به اصل بودنش ندارم) یه جاهایی استراحت ها کمتر بوده و یه جاهایی هم بیشتر! در کل این سفر 23 روزه (552 ساعت) شامل:
    15.45 روز (370.8 ساعت) حرکت
    7.55 روز (181.2 ساعت) استراحت
    بوده!!!

    دیدگاه توسط علامت سوال — نوامبر 27, 2012 @ 4:10 ق.ظ. | پاسخ

  60. اینجانب رستم هستم از تهران
    آقای فرهاد!
    قبل از هر چیز من دین ندارم, کلا من با جمله «من اعتقاد دارم» مشکل دارم, یا می دونم یا نمی دونم یا شک دارم باید تحقیق کنم و یا اصلا نظری ندارم
    برای هیچ دینی, مذهبی, عقیده ای, حتی خوب و مفید, کوچکترین احترامی قائل نیستم, چیزی که برام محترمه خود انسان و حمایت از جان و زندگی اجتماعیشه و اگه بخواد مزخرف بگه اسگلش میکنم
    به نظر من مشکل در اصل دین یا مذهب نیست, با اینکه چیز خطرناکیه ولی مشکل اصلی مدیریت جامعه هست که دست فرومایه ترین قشر جامعه افتاده
    شما هیچ وقت نمی تونید مذاهب رو نابود کنید مگر نژاد انسان رو نابود کنید, چرا؟
    انسان کلا یک موجود آنرماله, خلاصه بگم, بین 200 تا 300 هزار سال پیش برخی از انواع شبه انسانها با شاخه های دگرگون یافته متفاوت مثل نئاندرتالها, چشم آبی, مو قرمز, سیاه و سفید و کوتوله و درازو …, شروع به کوچ کردن میکنند و به هم میرسیدند و رو هم می پریدند, حالا از اون رو هم پریدن های غروغاطی یه موجود داریم با فرمول ژنی مشترک که خیلی متنوع و باهوش, عجیب و در عین حال اُسگله, بهش میگیم انسان.
    ولی یک چیزی توی مغزش داره به اسم لایه کُرتکس, که در طول تاریخ بدلیل شرایط زندگی و یا هر دلیل دیگری, هیچوقت فرصت استفاده از اون رو نداشته تا چند هزار سال اخیر که یک اثراتی ازش دیده میشه و در حال حاضر انسانهای نسباتا دانای بسیار زیادی وجود دارند (کمتر از 10 درصد کل جهان و دو درصد خیلی دانا)
    نکته دیگه اینکه انسان چون غریزه نداره, اگر درست تربیت نشه به رذل ترین موجودی که میشه تصور کرد تبدیل میشه, اونوقت کفتار باید جلوش لنگ بندازه
    (می خوام تلاش کنم خلاصه بگم, نمی تونم)
    این طیف موجودات رذل رو بگیر تا یک انسان فرهیخته, یک جامعه رو تشکیل میدهند, جامعه انسانی
    موجودات رذل و یا نادان جامعه بدلیل ناتوانی در بیشتر زمینه ها, بقدرت نمی رسند مگر قدرت دو دستی تقدیمشون بشه
    و این در ایران شد
    مهم نیست عده ای از مردم خرافاتی اند, مهم مدیریت جامعه بر پایه عقل توسط مدیران تربیت شده و فرهیخته است
    عقل بماند, خیلی ها همین هوش نسبی رو هم ندارند, نمی تونی ازشون انتظار داشته باشی حرفت رو بفهمند
    من اصلا ناراحت نمیشم قشری از جامعه ما حتی شدیدا خرافاتی باشه, مهم اینه که مدیر جامعه بهشون اجازه نده به حقوق کسی تجاوز کنند
    اصلا قصدم توهین نیست, واقعیته, تا حالا شده به شامپانزه فحش بدی یا بگی «تو چقدر خنگی»
    پاش برسه, هر چند تا آدم بخوای برات میارم و به روش علمی بهت ثابت میکنم از شامپانزه خنگ ترند, بهت نشون میدم که تهی هستند, هیچی ندارند, تنها یک سری واژه ساده برای گذران زندگی رو یاد گرفته اند و رو هم پریدن.
    شاید من مثل شما در کشور اروپایی یا آمریکا زندگی نکرده باشم, ولی یک مقدار اطلاعات از مردم مناطق مختلف جهان دارم
    مکزیک رو مثال نمیزنم, لات بازی در میارم و انگلیس رو مثال میزنم که چند صد ساله که با نبوغ باور نکردنی مدیریت میشه
    فرض کن (فرض محال) که همین نابغه ها, کل قدرت از جمله نیروهای نظامی و امنیتی رو تحویل یک سری اوباش و اراذل و نژاد پرستها و انسانهای عقب مانده مذهبی انگلیس بدهند, نمی خواید بگید که وجود ندارند؟
    به نظرت بهتر از جمهوری اسلامی میشوند, و یا میشه قدرت رو ازشون به این راحتی ها بگیرند,
    حالا به نظر شما باید دانایان دست به روشنگری بزنند, اونهم برای قشر خرافاتی و یا فرومایه انگلیس که دست از حمایت حکومت بردارند, در صورتیکه تنها دنبال یک لقمه نانند؟
    نه,
    راهش خیلی ساده است
    باید من نوعی, نخست انگشتم رو از توی دماغم دربیارم و سپس هوشم و توانایی های عقلیم و زور بازوم رو هم بکار بگیرم و هر کار تنها و یا گروهی رو که میشه انجام بدم تا قدرت رو از دست این نافرهیخته ها در بیاریم
    نمیشه؟
    مثل این میمونه که بگم یک شامپانزه منو توی بازی شطرنج برد
    همه اینها رو گفتم که بگم نیازی نیست, نادان های جامعه رو دانا بکنیم که حکومت رو بیاندازند
    خب من و تو که مثلا داناییم, همین الان میتونیم خودمون این کارو بکنیم
    درسته که یک سری ته دل به اسلام معتقدند, ولی اونها نیستند که حکومت رو نگه داشتند
    کم تحرکی ما و بکار نبردن مغزمونه که باعثشه
    اصلا اسلام نیست که اینها رو نگه داشته
    اسلام یک ابزار مافیایی کسب درآمده,
    مثل قاچاق تریاک و هروئین
    حتی گشت ارشاد هم یه روش جیب بریه (چرا لاک ناخنت قرمزه؟ میبریمت, بابات با 200 هزار تومان وسیقه میاد میبرتت, دفعه آخرت باشه)
    من مرز پاکستان یگان ویژه مبارزه با مواد مخدر خدمت کردم 26 ماه
    ماهی تقریبا 7-8 تن تریاک – شیره میگرفتیم توی درگیریهای بسی هالیوودی
    همه رو میفرستادند زاهدان, می پرسیدیم چرا؟ می گفتند صرف دارو میشه, حالا بماند که بعضی فرمانده ها و حتی سرباز ها مون عملی بودند و کش میرفتند

    من اجتماع رو برای زندگی انتخاب کردم, با همه خنگها و مابقیش
    تنها انتظارم اینه که آدمهای دانا مدیریتش کنند
    عباس آقا بقال سر کوچه ما خیلی مذهبی و کلا آدم خریه, حرفهای مسخره مذهبی میزنه, من هم رودربایستی دارم فقط لبخند میزنم
    اما من بهش نیاز دارم, چون آذوغه منو بهم میرسونه پس ازش حمایت هم میکنم
    تنها چیزی که می خوام اینه که قانون نگذاره پاشو از گلیمش دراز تر کنه
    و قانون رو قرار نیست اوباش و ارازل بنویسند
    یه دوست هم دارم مذهبیه, میگه روز قیامت حساب کار دستت میاد, من هم می پرسم همون روز که همه ستارگان جهان بر روی زمین میریزند؟!!

    هر چه بیشتر خنگ بازی در بیاریم و زمان رو از دست بدیم, کار سخت تر میشه
    چیزی که دارم میبینم اینه که درهای ایران داره کاملا بسته میشه
    هر لحظه ممکنه اینترنت بطور کامل قطع بشه
    من هم جای کامنت یه مقاله سطح پایین نوشتم
    باشد که بزرگان همی بر من خندیدندی و امورات ما نیز گذشتندی
    با پوزش از ریاضیدان گرامی
    بدرود

    دیدگاه توسط rostam — نوامبر 27, 2012 @ 9:14 ق.ظ. | پاسخ

    • جناب رستم!
      خیلی متن جالب و گیرایی نوشته بودید. عالی بود. با همه قسمتهاش موافقم. فقط من متوجه نشدم بالاخره ما باید چیکار کنیم الان؟ مبارزه خیابانی؟ مبارزه مسلحانه؟ مبارزه سیاسی؟ مبارزه فکری؟ مناظره؟ چی؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 27, 2012 @ 11:27 ق.ظ. | پاسخ

  61. هدف من خط دادن نبود, یک نظر کلی بود
    من سواد علوم اجتماعی ندارم
    ولی اگر تنها کنجکاوید نظر شخصی من رو بدونید خدمتتون عرض میکنم
    چه کاری؟
    همه کار, اما هر کاری که خطر کمتر, ضرر کمتر, مفید تر و هوشمندانه تر باشه
    مبارزه مسلحانه؟
    اگر واقعا بهترین و عاقلانه ترین کاره, دست کم من در بکارگیریش حرفه ایم!!

    خیلی کارها میشه انجام داد
    مثل خیلی کارهایی که همین الان داره انجام میشه, ولی توسط خیلی از ما ساپورت نمیشه
    مثل چند تا کلیپی که از تلویزیونی به اسم توانا دیدم
    مثل گروه خود رهاگران
    اگر به این گروه ها بپیوندیم و ازشون یاد بگیریم و یا اگر سواد لازم رو داریم (مثل آقای دکتری که این گروه رو بوجود آورده و نامشون یادم نمیاد) و یا فکر میکنیم توانایی بیشتری داریم, گروه های مختلف دیگری بوجود بیاریم و با هم تبادل اندیشه کنیم و فعالیت مختلفی انجام بدیم, حتما به نتیجه میرسیم, می تونیم ساپورت مالشون کنیم و ازشون بخواهیم ریز هزینه هاشون رو هم اعلام کنند

    وقتی سال 88 میلیونها آدم ریختند بیرون, (فکر کنم در تاریخ حتی کشورهای به قول خودشون متمدن هم بی نظیره) من پیش خودم گفتم تموم شد, یک خورده گذشت, به هر کی گفتم چرا نمیریم سمت صدا و سیما, می گفت نمی دونم, چکار کنیم؟
    اگر موجوداتی یک خورده تکامل یافته تر از موسوی و کروبی ما رو مدیریت کرده بودند, الان من و شما در حال غصه خوردن نبودیم!
    این اشتباه نه تنها ما رو بهدفمون نرسوند, بلکه کار رو برامون خیلی سخت تر هم کرده
    باید اگر درون یا بیرون کشوریم, ابزاری که در دست داریم رو بکار بگیریم و با اطلاعاتی که نخبگان و با سوادان اجتماعی در اختیارمون میگذارند آماده هر فرصتی باشیم.

    باید مثل بازی شطرنج قبل از هر اتفاقی, اون رو پیش بینی کنیم و چندین راه حل براش داشته باشیم
    ما ایرانی ها تو علوم اجتماعی و سیاسی خیلی ضعیفیم
    به ما چه که تعداد خنگهای جامعه ما کمه یا زیاده, اون رو کاریش نمیشه کرد, بگذارید دو روز زندگیشون خوش باشند
    مایی که ادعای عاقل بودن میکنیم باید آگاهیمون رو در این زمینه ها بالا ببریم
    یک مثال ساده
    چطوره که ایرانیهای خارج از ایران که قشر باسواد ایرانی اند, نتوانسته اند شرکت نوکیا رو به زانو در بیارند؟ و جلوی فروش تکنولوژی های مخابراتی رو بگیرند, اونجا که دموکراسیه
    خب این کاریه که می تونستند بکنند و شل گرفتند و اراذل و اوباش هر روز در حال قوی تر شدنند
    جمهوری اسلامی یک اتاق فکر داره که فرض میکنیم خیلی باهوشند ولی توسط اراذل اداره میشوند و هر دقیقه در حال گند زدنند, ما 10 ها و شاید صدها اتاق فکر میتونیم داشته باشیم

    یه چیز دیگه اینکه کار روشنگری که شما می کنید خوبه,
    خوبه هر کسی که توانایی و علاقه اش رو داره به این کار بپردازه, این کار تاثیر خودش رو در درازای طول تاریخ میگذاره ولی جمهوری اسلامی رو برنمی اندازه
    براندازی جمهوری اسلامی نیاز به چندین عملیات سازماندهی شده اجتماعی داره و کلیه قشر فعال جامعه که می خواهند این کار رو بکنند باید آمادگی های لازم رو داشته باشند
    یه خاطره کوتاه شده برات میگم:
    سالها قبل توی دوران آموزشی خدمت سربازی, دو نفر از سربازها توی تمرینات کشته شدند
    گروهان ما توی پادگان شورش کردند, همه مان حرکت کردیم به سمت فرماندهی و گروهی مسلح آماده به تیر جلومون رو گرفتند, فرمانده کل رفت پشت میکروفن و گفت چه شده؟ یه نماینده بفرستید اینجا حرفتون رو بزنه
    یک نفر دوید پشت میک و گفت لوازم مون رو نمیدند. فرمانده پادگان گفت مثلا چی؟
    طرف گفت شورتامون,
    از نظر روانی تخریب شدیم, بعد دیگه نمیگم چه بلایی سرمون اومد
    اون موقع که موسوی گفت می خواهیم به دوران طلایی امام برگردیم هم من دقیقا یاد شورتامون افتادم
    موسوی کسی بود که شب قبل راهپیمایی اعلام کرد که مردم آرامششون رو حفظ کنند و بیرون نیایند بعد که بیرون اومدند خودشو انداخت وسط
    اینم نتیجه اش, هم خودش رو نابود کرد و هم زندگی مردم رو
    من حتی برای براندازی جمهوری اسلامی, رهبر داشتن رو هم مشکلی توش نمی بینم; به شرطی که یک لیست از رهبران خردمند داشته باشیم که تا یکی زر مفت زد بکشیمش پایین و بعدی رو بفرستیم بالا
    تنها چیزی که می تونم در آخر بگم اینه که اگر دیر کنیم و فکر کنیم که باید صبر کنیم; بالا تر از سیاهی, رنگ سیاه تری هست!

    دیدگاه توسط rostam — نوامبر 27, 2012 @ 5:02 ب.ظ. | پاسخ

    • واقعا ممنونم از کامنتای مفصل و عالی شما. شما توی فیسبوک هم هستید؟ امکانش هست اونجا بیشتر با هم صحبت کنیم؟

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 27, 2012 @ 10:01 ب.ظ. | پاسخ

      • نمی تونم بین شخصیتهای اینترنتیم ارتباط برقرار کنم, برام خطرناکه
        برادرای زیادی دنبالمند
        از بسیجی گرفته تا چینی و حتی آمریکایی
        😀
        بهتره که رستم همین جا بمونه
        پیام خصوصی به شما نمیشه داد؟

        دیدگاه توسط rostam — نوامبر 28, 2012 @ 6:59 ق.ظ.

      • اگر با ایمیل کارتون راه میفته ایمیل من اینه: hadisislam2012@gmail.com
        توی فیسبوک میتونید اینجا برام پیغام خصوصی بذارید: https://www.facebook.com/sepehr.delnevis

        دیدگاه توسط دلنوشته ها — نوامبر 28, 2012 @ 5:33 ب.ظ.

  62. این مطالب را با ذکر منبع می توانید در آدرس لینک در بالاترین(https://balatarin.com/permlink/2012/11/25/3204351) بخوانید:
    شتران را از لحاظ تولیدات می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد که عبارتند از :
    1 – نژاد های شیری : نظیر شتر سرتاوی ، شتر اولاد سیدی شیخ
    2 – نژادهای گوشتی : نظیر شتر جندویل ، شتر مغربی ، شتر نابل ، شتر شمالی ، شتر قصبات ، شتر فلاحی ، شتر دلتا ، شتر مولد
    3 – نژادهای سواری ومسابقه : نظیر شتر مهاری ، شتر رکبی ، شتر رکبی ، شتر عیر ، شتر هوغار ، شتر اولاد بو سیف
    1 – شتر مهاری : این شتر برای سواری مورد استفاده قرار می گیرد . این نژاد خالص یکی از نژادهای زیبای عربی است که دارای رنگ روشن بوده وبه سرعت وکوچکی جثه وسبکی وزن معروف است ومعمولاٌ آن ها را به نام شترهای عمانی نیز می شناسند . این نوع شتر در تمامی نواحی عمان پراکنده است وهنوز وسیله اصلی حمل ونقل می باشد … واز سایر شتران عقب تر می مانند . سرعت این نوع شترها به 35 کیلومتر در ساعت می رسد بنابراین طی مسافت 70 کیلومتر در روز توسط این شترها غیرقابل باور نیست////////
    شتر داری چندین نوع حرکت است:
    walk- jog- fast run – canter
    سرعت حرکت شتر در حالت قدم زدن 4 ، در حالت یورتمه یا آهسته دویدن سرعتش 8 تا 12 و در حالت دویدن سریع (که توصیه شده بیش از یکساعت طول نکشد) 14 تا 19 کیلومتر در ساعت می باشد و در حالت یورتمه سریع و چهارنعل که نباید مدت زیادی به طول بکشد،شتر می تواند تا 32 کیلومتر در ساعت حرکت کند.
    یک کاروان شتر می تواند در شب نیز حرکت کند و بسته به وضعیت آب و هوا و… مدت و سرعت حرکت متفاوت است. اگر همزمان با حرکت کاروان افراد پیاده وجود داشته باشد، سرعت حرکت روزانه کاروان بین 10 تا 40 کیلومتر گزارش شده است.
    پس در صورت عدم همراهی پیاده سرعت حرکت بیشتر هم خواهد بود. با توجه به توضیحات بالا امکان حرکت در مدت 20 روز بین مکه و کربلا قابل قبول است.

    دیدگاه توسط صبا — دسامبر 1, 2012 @ 2:02 ب.ظ. | پاسخ

    • جناب شترشناس! شما اول ثابت کن که توی این کاروان هیچ پیاده ای نبوده!

      دیدگاه توسط دلنوشته ها — دسامبر 2, 2012 @ 2:08 ب.ظ. | پاسخ

    • دمت گرم
      کارت درسته
      حالا دوباره یه چیز دیگه بپرونید

      دیدگاه توسط arbab — مارس 10, 2014 @ 7:37 ب.ظ. | پاسخ

  63. سلام! شما که به نظر می رسه که اهل منطق هستید، لطفا این لینک را ببینید
    http://ahlevela.com/index.php/1390-08-08-08-20-40/-3/introduction-to-personality-and-life-of-imam-hussain

    دیدگاه توسط سفیر — ژانویه 9, 2013 @ 3:44 ب.ظ. | پاسخ

  64. بنام خدا
    ای انسانهای آزاده مراقب فتنه های آخر زمان که توسط ابلیس (لعین) و دوستارانش (اکثراً فرقه یهود) طراحی شده اند باشید. آگر در ذهن کسی شک و شبهه ای در زمینۀ این فتنه خطور کرده است، میتواند به کتاب » تحفة المجالس » مراجعه کرده و قدرتهای الهی این چهارده معصوم بزرگوار را در یابد. و یهود حسود چون نخواستند از طریق تقویِ پروردگار به قدرتهای الهی برسند در نتیجه از راه تمسّک به شیاطین و اجنّه برای رسیدن به آرزوهای طولانی تسلط بر دنیا گمراه شدند. ابلیس (لعین) آنها را بندۀ کرد. چنان که میبینیم هرساله کودکان را برای بت مولوخ قربانی میکنند و خون کودک بی گناه را در نان فطیر جشن فصح تناول میکنند. و نماد آلت تناسلی مرد را (ابلیسک) در اکثر نقاط جهان بر پا کرده اند و می پرستند. این چنین است راه کسانی که طریق طاغوت را در پیش گیرند. در انتها متذکر شوم که حتی کوچکترین شاگردان این بزرگواران (چهارده معصوم) قادر هستند طی الارض نمایند. چیزی که هرگز یهود از طریق علم ناقص خود از آن آگاهی نخواهد یافت، چون لازمه اش تقوی است.
    والعاقبةُ للمتّقین

    دیدگاه توسط Ali — آوریل 1, 2013 @ 11:08 ق.ظ. | پاسخ

  65. کاملا حرفات درسته . ولی این شیعیان که دلشون لک زده واسه یک قهرمان این مسئله رو تو بوق کرنا کردن که بله حسین چی کرد و چی کار کرد وگرنه این حسین فقط و فقط برای خلافت و مال اندوزی جنگ کرد . اگه واقعا این حسین انسان چاک و روراستی بود لااقل تو اون شرایط نزدیکترین دوستاش اونو تنها نمیذاشتند . لابد مثل پدرش یک قاتل و جانی بوده است

    دیدگاه توسط اسی — آوریل 21, 2013 @ 9:11 ق.ظ. | پاسخ

  66. در تعجبم از نظر برخی گمراهان اسلام گرادر ایران ؛ که احترام به حسین و ابوالفضل را احترام به خدا و حتی مهم تر از آن قلمداد می کنندو توهین به این دو انسان کاملا جایزالخطای زمینی را گناهی بالاتر از کفر به الله میخوانند ! حقا که مذهب شیعه مذهبی است مشرکانه که اگر از بیرون به آن نگاه کنید میبینید که در آن ، 15 خدا وجود دارد : خدای اول الله است که کاملا تشریفاتی است و فقط نامش آورده می شود تا انگ کافر بودن به شیعیان زده نشود اما عملا هیچ کاره است ! سپس 14 خدای بعدی همان محمد و فاطمه و علی و حسن و حسین و سجاد و باقر و صادق و کاظم و رضا و جواد و نقی و عسکری و مهدی بوده اند . و قدرت آنها هم ترتیبی ندارد چنانچه خدای سوم علی ، گاهی از خدای پنجم حسین قوی تر است و گاهی خدای آخر مهدی گوی سبقت را از همه می رباید ! شیعیان درحقیقت پرستنده 14 جسد زمینی پوسیده احتمالا خطاکار هستند که هرکدام به نوعی جنایتکار محسوب می شوند . از محمد که 700 یهودی مظلوم را در بنی قریظه سربرید ( و احتمالا امروز پیروانش در فلسطین تقاص همان عمل پیامبرشان را می دهند که توسط یهودیان قتل عام می شوند ؛ چیزی که عوض داره گله نداره ! ) یا علی که حتی سنی ها به وی قتال العرب یعنی قاتل عرب می گفتند که از تمام عقاید موجود در آن زمان یهودی مسیحی و یهودی و مشرک و زرتشتی و سنی و خوارجی سربرید ! تا حسین که بر سر هوس به زنی شوهردار با یزید به مخالفت برخاست تا صادق که بی هیچ علمی ادعای دانشمندی کرد و تا آخر . ای شیعیان مشرک ؛ اگر واقعا حسین برای زنده کردن دین جدش گام برداشته بود ، پس چرا تا نامه دعوت کوفیان را دید از فرط اشتیاق برای خلافت و از ذوق فرمانروایی حتی حافظه اش را بکار نینداخت که کوفیان همانهایی اند که پدر و برادرش را به حد مرگ حرص دادند و کشتند ! آنقدر حب مقام و لذت پادشاهی در نظرش زیاد آمد که با ولع حتی حج را نیمه کاره گذارد و به طمع پادشاهی عراق به کوفه رفت ! آیا دلیلی جز علاقه به خلافت باعث این عجله بود ؟

    دیدگاه توسط ن.الف — ژوئیه 21, 2013 @ 10:02 ب.ظ. | پاسخ

  67. حتی اگر ماجرای ارینب معشوقه مشترک حسین و یزید را هم غلط و زائیده افکار شیطانی و صهیونیستها و یهودیان و باستان گراها و بهاییها وخلاصه همه خبیثان عالم بدانیم ؛ شتاب زائد الوصف حسین به سوی کوفه برای حکومت خود دلیلی بر زمینی بودن ماجرای کربلا و نبود کوچکترین رنگ و بوی الهی در آن است . خود را جای حسین بگذارید : کسی که نوه به اصطلاح پیامبر یک دین است ؛ و پدرش خلیفه بوده ؛ حالا خلافت را از دست داده است . به محض آنکه از کوفه نامه دریافت می کند ؛ با چنان ولعی به سرعت نور از مدینه به مکه می رود و حتی مراسم حج را که جزء اصول اسلامی است زیرپا گذارده از شوق خلافت نیمه کاره رها می کند و با سرعتی باور نکردنی ( که اصل این مقاله درباره همین سرعت زیاد است ) خود را به عراق می رساند . حتی اگر بخاطر ارینب هم نبود ( که بود ! ) چرا این همه اشتیاق ؟ در عرض دو ماه با چنان هیجانی از مدینه به مکه و سپس به عراق آمد که دقیقا دلیل آنرا میتوان شوق به خلافت دانست ! آیا اگر کوفیان به وی نامه می نوشتند و می گفتند بیاید و فقط امام جمعه آنان شود ! باز هم می آمد ؟ یا به محض آنکه واژه خلافت را در نامه های کوفیان دید همه بستگانش را جمع کرد و به طمع خزائن طلا و نقره کوفه حرکت کرد ! حتما در میانه راه وزارت را هم به برادرش عباس ، و شهرداری کوفه را هم به پسرش علی اکبر و جانشینی را هم به سجاد سپرده بودو لابد رود فرات را هم به زینب بخشیده بود ! خدا میداند در این مدتی که در بیابان حجاز با ولعی کودکانه به امید پادشاهی می دوید , چه رویاهایی در سر داشت !

    دیدگاه توسط ن.الف — ژوئیه 21, 2013 @ 10:08 ب.ظ. | پاسخ

  68. برو یه فکری به حاله خودت کن با این افکارو مسائلت ….. بنده ی خدا با این مسائل تخیلیت چیو میخوای ثابت کنی ؟
    که چی ؟ ببخشیدا ولی اصلا فرض که حرفای تو درسته که نیست دلیلم دارم . حالا میکیم حرفت درس . اصلا حسینی نبود .اصلا هیچ کدوم از اینا نبودن . این چیو وایه تو حل میکنه ؟ مشکلات خودتو مملکتت حل میشه ؟
    به جای این که بری از این مسائل در بیاری یه کم به زندگی خودت اطرافیات نگاه کن . میفهمی همین الان هم عاشوراست . فقط واسه 1400 سال پیش نیست این چیزا ….
    فبول کن این حرفو اگه مثلا آدمه منطقیی هستی …..

    دیدگاه توسط حیبن — اوت 15, 2013 @ 8:32 ق.ظ. | پاسخ

  69. اینقدر به خودتون فشار نیارید
    هرکارهم که بکنید باز هم امام حسین بین شیعیان عزیزاست.
    و بقول شاعر که میگه
    عزای ماست که هرسال میشود تکرار
    حیف که محرم خرج غم گردد.
    این از عشق شیعیان به امام حسینه
    «بگو خب»

    دیدگاه توسط حامی — اوت 24, 2013 @ 1:24 ب.ظ. | پاسخ

  70. ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجا !

    دیدگاه توسط مصطفی — اکتبر 18, 2013 @ 4:43 ب.ظ. | پاسخ

  71. فقط میتونم بگم ………..متاسفم براتون……..
    هر که با آل علی در افتاد……………ورافتاد.

    دیدگاه توسط amir — نوامبر 12, 2013 @ 7:20 ب.ظ. | پاسخ

  72. وقتی تو وبلاگت همه چی رو منفی جلوه دادی انتظار داری کسی حرفاتو باور کنه. شاید راوی ها اشتباه گفتن اما این مصافت توسط امام حسین علیه السلام طی شده و ایشان بخاطره هدایت شدن جنابعالی و امثالت شهید شدن

    دیدگاه توسط mohammad — نوامبر 13, 2013 @ 8:59 ب.ظ. | پاسخ

  73. یکی از دلایل اصلی که حسین خودشو به کشتن داد خروج روز دوم ذی الحجه از مکه بود… چرا که جدش محمد گفته بود هر کس بیم اول تا دهم ذی الحجه از مکه خارج شود مرتد است و لی شوق رسیدن به قدرت و ترس از ترور شدن در مکه باعث شد که این اشتباه یعنی خروج از مکه را در دوم ذیالحجه انجام دهد . ولذا فقهای آن دوره مانند شریح قاضی( بر اساس شرع انور!!!!قاضی باید فقیه باشد) و تعدادی دیگر از فقها مانند شمر که تعدادشان را بیش از 10 فقیه میدانند حسین را مرتد اعلام کردند…البته با تمام این اوصاف باز هم اگر حسین کمی کیاست میداشت خودش را نجات میداد…ولی خوب………

    دیدگاه توسط سیما — ژانویه 3, 2014 @ 1:56 ب.ظ. | پاسخ

  74. بسم الله الرحمن الرحیم…….. جوابت را در اربعین با همایش بزرگ اربعین پر شور تر از هر سال ببین . این مانور ظهور است.ما در این راه سر میدهیم . حسین(ع) جان ما روح ما و ما سرباز فرزندش هستیم.

    دیدگاه توسط خادم العباس — دسامبر 6, 2014 @ 1:37 ب.ظ. | پاسخ

  75. معلومه که میشه.

    اگر به قول خودت 69 کیومتر در روز رو حساب کنیم. تازه نصف روز هم در مسیر بوده باشند میشه 5.7 کیلومتر بر ساعت آیا تو نمیتونی یک ساعت 5.7 کیلومتر راه رو قدم بزنی؟؟؟؟؟

    دیدگاه توسط sx — فوریه 13, 2015 @ 4:50 ب.ظ. | پاسخ

  76. خب که چی مثلا میخوای چی بگی با اون حسین نوشتنت به جای امام حسین علیه السلام ثابت کردی با اهل بیت دشمنی داری لعنت خدا بر دشمنان علی برو بچه برو شلوارتو درس ببند با این چیزا کاری نداشته باش

    دیدگاه توسط حسین — سپتامبر 29, 2015 @ 8:02 ق.ظ. | پاسخ

  77. اخه چرا نمیخاهید واقعیت قبول کنید. امام حسین به طلب حکومت کردن به طرف کوفه به راه افتاد. و در بین راه که همان کربلا باشه محاصره شد و خود و زن و بچه بی گناهشو به کشتن داد. اخه خدا عقل داده تا فکر کنید چرا نمیخاهیید قبول کنید. مردم کوفه برای چه به او نامه نوشتن. مسلم برای چی رفت به کوفه. اخه چرا اینقدر متعصب هستید.

    دیدگاه توسط فرهاد — اکتبر 21, 2015 @ 7:42 ب.ظ. | پاسخ

  78. آقا کارت درسته مسئلت واقعا منطقیه احتمالا مورخان قدیم در تاریخ نویسی اشتباه کردن یه به عمد اینطوری نقد شده.جنگ امام حسین وجود داشته اما مسائل عاطفی حاشیه اش افسانه هستش.مثل کشته شدن علی اصغر.یا سلاخی شدن ابولفضل.یا بی رحمی عجیب نسبت به امام حسین مقاله های دیگه هست با ذکر منبع

    دیدگاه توسط saied — اکتبر 5, 2016 @ 11:43 ب.ظ. | پاسخ

  79. با سلام قطعا و صددرصد حادثه کربلا یکی از فجایع تاریخ عرب بوده و ظلم و ستم فراوانی صورت گرفته که شکی در آن نیست ولی همیشه تاریخ نویسان با توجه به تعصب و نگرش دینی که داشتند باعث تغییرات فراوانی در نحوه اتفاق افتادن حوادثی از این قبیل شده اند که حادثه کربلا هم از این مقوله جدا نیست قطعا اتفاقات و نوع حادثه درست به تصویر کشیده نشده و نگرشهای تاریخ نویسان مختلف و دیده ها و ندیدها و گفته ها و نگفته ها در این روایت تاریخی تاثیر گذار بوده و واقعا با توجه به تاریخ عرب شاید نتوان قضاوت درستی کرد..وفقط باید به حقایق عقلانی رجوع کرد و برداست صحیحی پیدا کرد. با تشکر

    دیدگاه توسط محمود — اکتبر 12, 2016 @ 1:17 ب.ظ. | پاسخ

  80. ایول

    دیدگاه توسط mashairn — دسامبر 11, 2016 @ 10:38 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: